اعتبارسنجی مدل انتخاب سبک رهبری از طریق رهبری مبتنی بر علوم اعصاب با توجه به هوش هیجانی در شهرداریهای کلانشهرهای کشور
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 64
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JSIED-5-4_003
تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404
چکیده مقاله:
هدف این پژوهش اعتبارسنجی مدل انتخاب سبک رهبری مبتنی بر علوم اعصاب با توجه به نقش هوش هیجانی در شهرداری های کلانشهرهای کشور بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شهرداری های کلانشهرها بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تمامی شاخص های برازش مدل در حد مطلوب بوده و مدل پیشنهادی از اعتبار مناسبی برخوردار است. هوش هیجانی با ضریب مسیر ۰.۶۸۲ و عوامل درونی با ضریب مسیر ۰.۷۲۳ بیشترین تاثیر مثبت را بر سبک رهبری مبتنی بر علوم اعصاب داشتند. همچنین موانع اجرایی با ضریب مسیر ۰.۴۲۵- تاثیر منفی معناداری بر استقرار این سبک رهبری نشان داد. سایر متغیرها شامل الزامات اجرایی، عوامل تسهیل کننده، پیامدهای اجرایی و راهکارهای اجرایی نیز تاثیر مثبت و معناداری بر سبک رهبری داشتند. این پژوهش نشان داد که تلفیق هوش هیجانی و علوم اعصاب می تواند چارچوب نوآورانه ای برای توسعه سبک رهبری اثربخش در سازمان های عمومی ارائه دهد. هدف این پژوهش اعتبارسنجی مدل انتخاب سبک رهبری مبتنی بر علوم اعصاب با توجه به نقش هوش هیجانی در شهرداری های کلانشهرهای کشور بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شهرداری های کلانشهرها بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تمامی شاخص های برازش مدل در حد مطلوب بوده و مدل پیشنهادی از اعتبار مناسبی برخوردار است. هوش هیجانی با ضریب مسیر ۰.۶۸۲ و عوامل درونی با ضریب مسیر ۰.۷۲۳ بیشترین تاثیر مثبت را بر سبک رهبری مبتنی بر علوم اعصاب داشتند. همچنین موانع اجرایی با ضریب مسیر ۰.۴۲۵- تاثیر منفی معناداری بر استقرار این سبک رهبری نشان داد. سایر متغیرها شامل الزامات اجرایی، عوامل تسهیل کننده، پیامدهای اجرایی و راهکارهای اجرایی نیز تاثیر مثبت و معناداری بر سبک رهبری داشتند. این پژوهش نشان داد که تلفیق هوش هیجانی و علوم اعصاب می تواند چارچوب نوآورانه ای برای توسعه سبک رهبری اثربخش در سازمان های عمومی ارائه دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسین پورسلطانیان
گروه مدیریت دولتی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
حسین گنجی نیا
گروه مدیریت دولتی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
محمدرضا آزاده دل
گروه مدیریت دولتی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :