تدوین الگوی تاب آوری کالبدی در برابر زلزله با تاکید بر نظام برنامه ریزی شهری (نمونه مورد مطالعه:منطقه ۱۹ تهران)
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_EGSDE-7-14_007
تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404
چکیده مقاله:
پیشینه و هدف زلزله به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدات طبیعی برای کلان شهرهایی همچون تهران، همواره خسارات جدی بر ساختارهای کالبدی و اجتماعی وارد کرده است. منطقه ۱۹ تهران، به واسطه تراکم بالای جمعیتی، فرسودگی بافت های مسکونی، شبکه ناکافی زیرساختی و قرارگیری روی پهنه های پرخطر گسل، از جمله مناطق بسیار آسیب پذیر در هنگام وقوع زلزله شناخته می شود. تاکنون، سیاست گذاری های شهری در ایران عمدتا بر توسعه کالبدی متمرکز بوده و ابعاد تاب آوری در مواجهه با مخاطرات طبیعی در این برنامه ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مطالعه حاضر، با هدف ارائه الگویی جامع برای افزایش تاب آوری کالبدی منطقه ۱۹ تهران در برابر زلزله، نقش سه عامل کلیدی شامل ناکارآمدی نظام حکمرانی، ظرفیت فناورانه و مشارکت اجتماعی را در تقابل با این چالش بررسی نموده است. همچنین، تاکید شده است که شکاف میان سیاست گذاری، اجرا و نهادینه شدن برنامه ها، اصلی ترین مانع بر سر راه افزایش تاب آوری کالبدی در مناطق پرخطر تهران است.روش هااین پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه داده بنیاد (Grounded Theory) انجام شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از متخصصان حوزه مدیریت بحران، مدیران شهری و فعالان اجتماعی منطقه ۱۹ گردآوری شد. داده های استخراج شده، در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل و در قالب مدلی پارادایمی ارائه شدند. پنج محور اصلی شامل عوامل علی (مانند شکاف های نهادی)، عوامل زمینه ای (شامل کمبود منابع و ضعف زیرساخت ها)، عوامل مداخله گر (همچون فقدان قوانین الزام آور)، راهبردها (مانند تحول حکمرانی و فناوری)، و پیامدها (ارتقای تاب آوری) شناسایی گردیدند. یافته ها نشان دادند عواملی همچون کاهش ۴۰ درصدی بودجه مقاوم سازی، علیرغم شناسایی ۳۵ درصد ساختمان های منطقه در نواحی پرخطر، ضعف در شفافیت اطلاعاتی و نظارتی، و نبود راهکارهای قانونی برای جلب مشارکت سازمان های مردم نهاد، از جمله موانع اساسی در برابر مدیریت ریسک هستند. از سوی دیگر، استفاده از فناوری های نوین شامل سامانه های هوش مصنوعی پایش سازه ها (IMSS) و به کارگیری ابزارهای شبیه سازی پیشرفته، به عنوان راهبردهایی کلیدی برای تسریع در شناسایی آسیب پذیری ها و مدیریت بحران مطرح شد.افزون بر این، تاکید ویژه ای بر عدالت فضایی در برنامه های پیشنهادی صورت گرفت، به ویژه اولویت بندی محلات جنوب منطقه ۱۹ در توزیع منابع و زیرساخت های امدادی. به کارگیری سازوکارهایی چون ایجاد کارگروه های مشترک شهروند - مدیریت شهری و آموزش داوطلبان محلی برای پایش آسیب های زیرساختی نیز، از مهم ترین رویکردهای تکمیلی شناخته شد. همچنین، تحلیل اسناد مالی و مدیریتی نشان داد که اقدامات کنونی عموما فاقد شاخص های ارزیابی کمی و قابل سنجش بوده و هماهنگی میان نهادهای مرتبط در زمان وقوع بحران بسیار ضعیف است.یافته ها و بحث یافته های پژوهش حاکی از آن است که تاب آوری کالبدی منطقه ۱۹ در برابر زلزله، نیازمند بازتعریف تعاملات میان نظام حکمرانی و جامعه محلی است. به عنوان نمونه، ارزیابی پیامدهای اجرای سامانه های هوشمند شناسایی سازه های آسیب پذیر نشان داد که زمان شناسایی ساختمان های ناایمن از ۷۲ ساعت به ۴ ساعت کاهش یافته و راه اندازی چنین زیرساخت هایی می تواند شاخص تاب آوری منطقه را از ۲.۶ به ۴.۱ افزایش دهد. علاوه بر این، توزیع عادلانه منابع امدادی در محلات فقیرنشین جنوب منطقه باعث کاهش مسافت دسترسی جمعیت آسیب پذیر به خدمات امدادی از ۲.۵ کیلومتر به کمتر از ۸۰۰ متر شده است. از سوی دیگر، یافته ها نشانگر آن است که عدم شفافیت در تخصیص بودجه، تعارض منافع نهادی و ضعف در اجرای قوانین مرتبط با مقاوم سازی ساختمان ها، از جمله مهم ترین چالش های مدیریتی هستند که تاثیر معناداری در کاهش اثرگذاری برنامه های تاب آور دارند.نتیجه گیری نتایج این پژوهش تاکید دارد که دستیابی به سطوح بالاتر تاب آوری در مناطق پرخطری همچون منطقه ۱۹ تهران مستلزم حرکت به سمت الگوهایی جامع تر است. این الگوها باید عناصر مقاوم سازی فیزیکی، تحول فناوری، عدالت فضایی و مشارکت فعال شهروندی را تلفیق کنند. با استناد به یافته های این پژوهش، راهبردهایی نظیر ایجاد کارگروه های مشترک میان مدیریت شهری و ساکنین جهت افزایش شفافیت، طراحی سامانه های پایش لحظه ای وضعیت سازه ها، و تمرکز بر مناطق فقیرنشین در برنامه های بازسازی، می توانند میزان آسیب پذیری را به طور معناداری کاهش دهند. اگرچه این راهبردها از ظرفیت بالایی برای تغییر اثربخش شرایط برخوردارند، اما تحقق آن ها نیازمند هماهنگی میان سیاست گذاران، مدیران اجرایی و جامعه محلی است. در نهایت، پیشنهاد می شود این برنامه ها در قالب پایلوت های محلی، به ویژه در محله افسریه، آزمایش شوند تا از تاثیر عملی آن ها اطمینان حاصل شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رضا بهادر
گروه شهرسازی ،واحد نجف آباد،دانشگاه آزاد اسلامی،نجف آباد،ایران
زینب طالبی
گروه شهرسازی ،واحد نجف آباد،دانشگاه آزاد اسلامی،نجف آباد،ایران
شیرین طغیانی
گروه شهرسازی ،واحد نجف آباد،دانشگاه آزاد اسلامی،نجف آباد،ایران
امیرحسین شبانی
گروه شهرسازی ،واحد نجف آباد،دانشگاه آزاد اسلامی،نجف آباد،ایران