دستگاه شناختاری تکوینی: نگاهی تحولی به روششناسی پژوهش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
فایل این مقاله در 39 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_MTOD-31-125_005
تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404
چکیده مقاله:
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: هنگامی که از روششناسی پژوهش سخن به میان میآید، پرسش بنیانی این است که مفروضات و اصول بنیادین روشهای پژوهش از کجا نشئت میگیرند. پاسخ به این پرسش معطوف به گفتمان فرانظریهای در سطح پارادایمی است. فرانظریه تکوینی بر این باور است که روش تحقیق موثر و مطلوب باید با معماری شناختی درک انسان و شیوههای سازماندهی دانش در ذهن همراستا باشد. این چهارچوب نظری، که ریشه در فلسفه اسلامی و بهویژه «حکمت متعالیه» ملاصدرا دارد، بر اصول اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری استوار است و بهدنبال ارائه رویکردی شناختی به روششناسی است که با واقعیتهای هستیشناختی و معرفتشناختی ذهن انسان هماهنگ باشد. این همراستایی، بهمنظور تضمین عمق و اعتبار یافتههای پژوهشی در سطوح وجودی و شناختی، روشهای پوزیتیویستی رایج را که اغلب بر تقلیلگرایی و جدایی ذهن از واقعیت متمرکز هستند، به چالش میکشد. سیر تاریخی مقولههای شناختی نشان میدهد که ذهن انسان صرفا دریافتکنندهای منفعل نیست، بلکه با سازوکارهایی پیچیده، اطلاعات را طبقهبندی و معنادار میسازد؛ از مقولات دهگانه ارسطو که جوهر و عرض را تفکیک میکردند، تا گزارههای ترکیبی پیشینی کانت که علیت و زمان را مفاهیم ذهنی پیشینی میدانستند، و اصول اولیه توماس رید که بر بدیهیات درونی (Common Sense) تاکید داشتند. همچنین، نظریههای روانشناسی شناختی معاصر مانند گشتالت و نمونه نمایان نیز بر وجود ساختارهای سازماندهنده در ذهن صحه میگذارند. با توجه به این پیشینه، هدف این فرانظریه، پیریزی بنیانی روششناختی است که توانایی تحلیل پدیدههایی با ماهیت پیچیده، پویا و تحولی را داشته باشد. پژوهش حاضر، یک نظام نظری شناختی با عنوان دستگاه شناختاری تکوینی معرفی میکند که ساختار پویا و لایهلایه فهم انسانی و هستی را بازتاب میدهد. این دستگاه، که در قالب یک سیستم مختصات کروی مفهومپردازی شده، با هدف تفسیر پدیدههایی (به نام هستار) طراحی شده که از تعامل میان توانمندیهای درونی ذهن و واقعیتهای بیرونی هستی پدید میآیند. پرسش بنیادین مقاله حاضر این است که آیا فرانظریه تکوینی، مبانیای درباره شناخت انسانی ارائه میدهد که قابلیت عملیاتی شدن در روشهای تحقیق مبتنی بر جهانبینی اسلامی را داشته باشد؟ اگر چنین است، ساختار این نظام شناختی چگونه است و چگونه میتواند به پژوهشگران در مطالعه پدیدههای پیچیده با رویکردی جامع و معنوی کمک کند؟ روش: این پژوهش از روش تجریدی تکوینی از نوع هستارانگاری توصیفی-استنتاجی بهره میبرد. تکوین به معنای فرایند شکلگیری، پدیدایی، شدن و فعلیتیافتگی دانش است که نگرشی تلفیقی و چندروشی را بازتاب میدهد و بر چرخه مستمر فعلیتیابی هستارها تاکید دارد. تجریدی تکوینی به فرایندی خلاقانه اشاره دارد که در آن فرآیند ساختن یک مفهوم، ساختار یا چهارچوب ذهنی (مانند دستگاه مختصات کروی) با استفاده از تجرید فعال انجام میشود تا چیزی نو و قابلتسهیم ساخته شود. هستارانگاری (Entity-Ideagraphy) نیز به معنای بازنمایی پدیدهها بهعنوان هستار است که ساختاری پیوندی برای توصیف و تبیین هستی فراهم میآورد. در این روش، ازیکسو به شیوههای توصیفی (شناسایی، طبقهبندی، تعریف) و ازسویدیگر، با استدلال استنباطی (تبیین روابط) براساس منطق تکوینی بهره گرفته میشود. هستارها در این روش، تحتتاثیر علل چهارگانه (مادی، صوری، فاعلی و غایی) هستند و ساختار این دستگاه بر مبنای علیت شکل میگیرد؛ بهطوریکه رویت هر نشانگر دال بر همگاهی و ترکیب اتحادی علل چهارگانه در یک مساوقت است. بعد زمان بهعنوان بعد چهارم، ساختار شکلگیری این هستارها را تکمیل میکند. منطق تکوینی در شمول خود، منطق ارسطویی، منطق فازی و منطق سیستمی را دارد و افزونبرآن دینامیک، شدن و هدفمندی را مورد توجه قرار میدهد. فاعل شناسنده در این روش، عاملی خردمند و بازاندیش است که به درک ابعاد پیچیده دانش در چهارچوبی هستیشناختی و یکپارچه دست مییابد؛ زیرا فرانظریه تکوینی خرد نظری و خرد عملی را در یک ساختار تشکیکی مورد توجه قرار میدهد. درنهایت، روششناسی تکوینی بر پایه شبکه وجودی است و به محقق میگوید که هستارها را در فضای هستی و افق رویداد جستجو کند و چگونه آنها را توصیف، تبیین و تفسیر نماید. نتایج: پژوهش حاضر به ساخت مفهومی دستگاه مختصات کروی تکوینی اشاره دارد. این دستگاه برپایه مفروضات فرانظریه تکوینی (اصالت و وحدت وجود) و اصل علیت شکل گرفته و از فضای گویوارهای و کروی بهره میگیرد که نماد کل، تمامیت و یکپارچگی است. این دستگاه فضایی توپولوژیک یا مختصاتنگار گویوارهای را پیشنهاد میدهد که میتواند نگارگر و ترسیمکننده واقعیت باشد. در سطح ساختار، دستگاه مختصات کروی تکوینی بر پایه ترکیب اتحادی علل چهارگانه در سه محور اصلی شکل میگیرد: محور افقی (استعداد/قوه): علل مادی (جنس یا جوهر) که شامل وصل/فصل است؛ محور عمودی (فعالیت/حرکت): علل فاعلی که شامل درون/بیرون است؛ محور سوم (چگونگی تبدیل قوه به فعل): علل صوری (خرد یا شعورمندی) که شامل صحیح/خطاست. این سه علیت در مساوقت با یکدیگر در جهت هدف غائی (علت غائی) در حرکت هستند و بعد چهارم، یعنی زمان (از مقولات شناختی انسان)، را نیز در محاسبات خود لحاظ مینماید. این ابزار، نقش قطبنمای روششناختی را ایفا میکند و امکان جایدهی دادهها در بستر زمانی و مکانی، و پیگیری تکوین آنها در طول زمان را فراهم میکند. واحد تحلیلی اصلی در این نوع پژوهش هستار است که از ترکیب انضمامی چهار مولفه اصلی تشکیل میشود: مفاهیم (کل هستار)، عناصر (نشانگرها)، روابط و قواعد حاکم بر روابط. مهمترین مختصات هستاری که در سطح روابط تحلیل میشوند عبارتاند از: نسبت کل-جزء، مرکزی-پیرامونی، نزدیکی-دوری و اثرگذاری-اثرپذیری. این دستگاه با پذیرش علیت متبادل (علیت جاریه)، آشکار میکند که هر نشانگر شناسایی شده ترکیبی اتحادی از علل چهارگانه و زمان است و ظهور هر پدیده، نتیجه تاثیر همزمان علل گوناگون است که با یکدیگر در تبادل هستند. این پویایی، روششناسی تکوینی را از سایر روشهای پژوهش متمایز میکند. در اینجا، ساختار نظری دستگاه مختصات کروی تکوینی به نمایش گذاشته شده است: مدل مفهومی دستگاه مختصات کروی تکوینی بحث و نتیجهگیری: این پژوهش نشان میدهد که دستگاه شناختاری تکوینی باتکیهبر مبانی فلسفی حکمت متعالیه، جایگزینی توانمند و خردمحور برای روشهای رایج پژوهشی ارائه میدهد؛ زیرا فرایند پژوهش را با ساختار ذاتی شناخت انسان همراستا میکند. این روششناسی، با فراهم آوردن ابزاری ساختاریافته برای درک واقعیت متحول، خلا موجود در پژوهشهای مبتنی بر جهانبینی اسلامی را پر میکند. این دستگاه، باتکیهبر اصول «وحدت وجود»، «تشکیک وجود» و «حرکت جوهری»، بر پویایی و تحولپذیری واقعیت تاکید میکند. بهاینترتیب، پژوهشگر به مطالعه سیر تحول پدیدهها (تکوین) و ارتقاء وجودی آنها میپردازد. کشف واقعیت، فرآیندی تدریجی و تکوینی است که با شفافسازی و وضوحبخشی به شواهد بهتدریج آشکار میشود. در این رویکرد، از تقلیلگرایی و دوگانهانگاری پرهیز شده و به شناختی کلنگر و لایهمند توجه میشود که از طریق تقریب به واقع حاصل میشود؛ بهاینمعناکه هر پژوهش، یک گام بهسمت درک حقیقت مطلق است و نه توقف در یک نقطه ثابت. دانش، محصول فرایندی بازتابی و سازنده تلقی میشود که در آن پژوهشگر، نه فقط ناظر بلکه «فاعل شناختی» است که حضور و خردمندی وی (بهعنوان کانون شناخت) بخشی از روند تولید دانش است. در این چهارچوب، خردمندی، بهعنوان عالیترین مرز خودآگاهی، بنیان تفکر خردمندانه را فراهم میآورد. روششناسی پیشنهادی این پژوهش، امکان مطالعه هستارها را در افق رویداد فراهم میآورد و با فراهم آوردن فضای توپولوژیک مبتنی بر علل اربعه و زمان، امکان مکانیابی، زمانمندی، و تحلیل علیت متبادل بین ابعاد مختلف واقعیت را میدهد. درنهایت، دستگاه شناختاری تکوینی با تمرکز بر هستارهای کلان و خرد، و ترکیب اتحادی استعدادهای بالقوه و هوشمندی انسان، به خلق محصولی نو (فرآورش) منجر میشود و بنیانی فلسفی و روششناختی برای پژوهش اسلامی در علوم انسانی و اجتماعی فراهم میآورد و پلی میان مفاهیم انتزاعی هستیشناختی و واقعیت تجربی میکند. تقدیر و تشکر: نویسنده مراتب سپاس و قدردانی خود را از نظرات سازنده داوران محترم و تلاشهای بیشائبه تیم اجرایی و سردبیری مجله ابراز میکنند. تعارض منافع: نویسنده اعلام میکند که هیچگونه تعارض منافعی در خصوص نگارش و انتشار این مقاله وجود نداشته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرهاد خرمائی
دانشیار، روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :