آمالگام، هیبرید و مناسک: مفاهیم مغفول در تحلیل الگوهای تلفیق رشتگی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 37 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ISIH-18-2_002
تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404
چکیده مقاله:
پژوهش های دانشگاهی معاصر به طور فزاینده ای با مسائل پیچیده ای مواجه اند که از ظرفیت یک رشته علمی منفرد فراتر می روند و مستلزم اشکال متنوعی از تعامل رشتگی هستند. در این میان، مفاهیم چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی به طور گسترده بررسی شده اند، اما تحلیل مفهومی دقیق کیفیت و منطق ادغام دانش در این الگوها همچنان با ابهام هایی همراه است. به ویژه، مفاهیمی مانند آمالگام، هیبرید و مناسک میان رشتگی، با وجود اهمیت نظری و تحلیلی، کمتر به صورت نظام مند و مقایسه ای مورد توجه قرار گرفته اند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین نقش این سه مفهوم در فهم فرایندهای تلفیق رشتگی و تمایزگذاری میان سطوح و اشکال مختلف ادغام معرفتی است. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی تحلیلی برای روشن سازی تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های این مفاهیم در بستر الگوهای گوناگون تعامل رشتگی است. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از تحلیل مفهومی و تحلیل نظام مند ادبیات نظری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آثار نظری و تحلیلی مرتبط با حوزه های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی است که به صورت هدفمند و بر اساس میزان ارتباط مفهومی با موضوع پژوهش انتخاب شده اند. داده ها از طریق مرور و تحلیل متون علمی گردآوری و با استفاده از مقایسه تحلیلی و تفسیر مفهومی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که هیبرید بیانگر تعامل های بینابینی، پویا و غالبا ناپایدار میان رشته هاست که امکان گفت وگو و هم نشینی معرفتی را بدون ادغام کامل فراهم می کند، در حالی که آمالگام به اشکال عمیق تر و پایدارتر ادغام معرفتی با ویژگی های نوظهور اشاره دارد. مناسک میان رشتگی نقش مهمی در تثبیت زبان مشترک، کاهش اصطکاک شناختی و شکل گیری هویت جمعی پژوهشی ایفا می کند. کاربرد مفاهیم هیبرید و آمالگام اساسا به چارچوب های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی محدود است و تعمیم آن ها به سایر رویکردهای رشتگی از دقت مفهومی برخوردار نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که تمایزگذاری دقیق میان هیبرید و آمالگام می تواند به ارتقای تحلیل نظری و ارزیابی کیفی پژوهش های تلفیقی کمک کند. این چارچوب تحلیلی، پیامدهای مهمی برای طراحی، مدیریت و ارزیابی پروژه های میان رشتگی در آموزش عالی و نظام پژوهش دارد. در عین حال، وابستگی این مفاهیم به زمینه های نهادی و معرفتی، از محدودیت های پژوهش حاضر محسوب می شود و ضرورت مطالعات تکمیلی تجربی را برجسته می سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مسعود سلمانی بیدگلی
کارشناسی ارشد تاریخ پزشکی، گروه تاریخ پزشکی، دانشکده طب ایرانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
حمیدرضا نمازی
استادیار اخلاق و تاریخ پزشکی، گروه اخلاق پزشکی و تاریخ پزشکی، مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :