بازاندیشی ارزشیابی آموزشی: استفاده از سنجش های عملکردی و یادگیری محور به جای آزمون های سنتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFOSTTPA03_4644

تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، نظام های آموزشی در سراسر جهان با تحولات عمیق اجتماعی، فناورانه و فرهنگی روبه رو شده اند؛ تحولاتی که ماهیت یادگیری، نقش معلم و جایگاه فراگیر را به طور بنیادین دگرگون کرده اند. در جهانی که دانش به سرعت در حال تولید و بازتولید است و دسترسی به اطلاعات به واسطه فناوری های دیجیتال تسهیل شده، دیگر نمی توان کارکرد آموزش را صرفا انتقال محفوظات و بازتولید اطلاعات دانست. در چنین بستری، ارزشیابی آموزشی نیز ناگزیر از بازاندیشی است؛ زیرا شیوه های سنجش، نه تنها بازتابی از اهداف آموزشی اند، بلکه جهت دهنده به فرایند یاددهی–یادگیری نیز محسوب می شوند. به بیان دیگر، آنچه و چگونه می سنجیم، تعیین می کند که چه چیزی و چگونه آموخته می شود. با وجود این تحولات، در بسیاری از نظام های آموزشی، آزمون های سنتی به ویژه آزمون های کتبی مبتنی بر پرسش های بسته و چندگزینه ای همچنان ابزار غالب سنجش پیشرفت تحصیلی به شمار می روند. این آزمون ها غالبا بر سنجش حافظه و بازخوانی اطلاعات تمرکز دارند و کمتر به توانایی های پیچیده تری همچون تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، همکاری و کاربرد دانش در موقعیت های واقعی می پردازند. در نتیجه، نوعی ناهماهنگی میان اهداف اعلام شده آموزش (پرورش یادگیرندگانی توانمند، خلاق و مسئله محور) و شیوه های ارزشیابی رایج پدید آمده است. این شکاف، ضرورت بازاندیشی جدی در مبانی، اهداف و ابزارهای ارزشیابی آموزشی را آشکار می سازد. بازاندیشی ارزشیابی آموزشی مستلزم گذار از رویکرد «سنجش برای رتبه بندی و گزینش» به رویکرد «سنجش برای یادگیری» است؛ رویکردی که در آن ارزشیابی نه یک رویداد پایانی، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از فرایند یادگیری تلقی می شود. در این چارچوب، سنجش های عملکردی و یادگیری محور جایگزین یا مکمل آزمون های سنتی می شوند. سنجش عملکردی بر این اصل استوار است که بهترین شیوه ارزیابی یادگیری، مشاهده و تحلیل عملکرد واقعی فراگیر در انجام تکالیف معنادار و نزدیک به موقعیت های زندگی واقعی است. به جای آنکه از دانش آموز خواسته شود تعریفی را بازگو کند، از او انتظار می رود مسئله ای را تحلیل کند، پروژه ای را طراحی کند، محصولی خلق کند یا در یک موقعیت شبیه سازی شده تصمیم گیری نماید. در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی بازاندیشی ارزشیابی آموزشی: استفاده از سنجش های عملکردی و یادگیری محور به جای آزمون های سنتی پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که گذار از آزمون های سنتی به سنجش های عملکردی و یادگیری محور، گامی اساسی در جهت تعمیق یادگیری، ارتقای کیفیت آموزش و پرورش شایستگی های واقعی فراگیران است. تحقق این تحول مستلزم بازاندیشی در اهداف آموزشی، توانمندسازی معلمان و ایجاد فرهنگی است که ارزشیابی را نه ابزار قضاوت، بلکه وسیله ای برای رشد و بهبود مستمر بداند.

نویسندگان

مجتبی میرزایی

نویسنده اول

محمد رضا رحیمی

نویسنده دوم

علی عباسی

نویسنده سوم

علی غلامی

نویسنده چهارم