تربیت به مثابه ساخت معنا؛ فراتر از آموزش رسمی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9145

تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404

چکیده مقاله:

این مقاله با رویکردی فلسفی-تربیتی به واکاوی مفهوم "تربیت به مثابه ساخت معنا" می پردازد و تلاش می کند تا آن را از آموزش رسمی متمایز سازد. در پارادایم غالب آموزشی، تربیت غالبا به انتقال دانش، کسب مهارت ها و انطباق با هنجارهای اجتماعی تقلیل داده می شود که در چارچوب آموزش رسمی محصور است. اما تربیت در معنای عمیق تر خود، فرایندی پویا و وجودی است که در آن فرد به طور فعال مشغول تفسیر جهان، ارزش ها و جایگاه خویش در هستی است. این مقاله استدلال می کند که هدف نهایی تربیت، نه تنها آمادگی برای بازار کار یا انطباق اجتماعی، بلکه تحقق یک زندگی معنادار است؛ یعنی یاری رساندن به فرد برای خلق و کشف معنایی منسجم و منسجم از تجارب زیسته اش.آموزش رسمی، با ساختارهای سخت گیرانه، اهداف از پیش تعیین شده و تاکید بر استانداردسازی، اغلب در تحقق این هدف بنیادین ناکام می ماند. ساختار متمرکز و سلسله مراتبی کلاس درس، فضا را برای کنکاش های عمیق معنایی و گفت وگوهای وجودی محدود می کند. در مقابل، تربیت معنادار بر اصالت، اصطلاحا "Authenticity"، تمرکز دارد و اهمیت تجربه زیسته، تعاملات بین فردی و زبان به عنوان ابزارهای اصلی ساخت معنا را برجسته می سازد. تربیت واقعی در بستر روابط انسانی، مواجهه با چالش ها و تامل درونی شکل می گیرد، نه صرفا در انبوه اطلاعات ذخیره شده.این پژوهش با مروری بر مبانی فلسفی تربیت و روان شناسی معنا، نشان می دهد که تجربه معنا در هسته انسانیت قرار دارد و فرایند تعلیم و تربیت باید تسهیل گر این کشف و خلق باشد. تفاوت کلیدی در اینجاست که آموزش رسمی به دنبال "دانستن درباره جهان" است، در حالی که تربیت معنادار به دنبال "زیستن معنادار در جهان" است. نتیجه گیری مقاله بر لزوم بازنگری در نقش معلم، دانش آموز و برنامه درسی تاکید دارد؛ معلم به مثابه تسهیل گر گفت وگو، دانش آموز به مثابه خالق معنا و برنامه درسی به مثابه چارچوبی منعطف برای اکتشافات وجودی. این رویکرد، تربیت را از یک کارکرد صرفا ابزاری به یک رسالت وجودی ارتقا می دهد.

نویسندگان

اکرم بهبهانی

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش