مدرسه و پرورش روحیه همکاری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9135
تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404
چکیده مقاله:
آموزش و پرورش در هزاره سوم میلادی، دیگر صرفا به انتقال دانش و اطلاعات محدود نمی شود، بلکه هدف اصلی آن تربیت شهروندانی موثر، مسئولیت پذیر و توانمند در تعاملات پیچیده اجتماعی است. در این میان، پرورش روحیه همکاری (Cooperation Spirit) به عنوان یک شایستگی حیاتی، جایگاهی محوری پیدا کرده است. این مقاله علمی-پژوهشی با هدف بررسی سازوکارهای نظری و عملی مدرسه در نهادینه سازی روحیه همکاری در دانش آموزان، نگاشته شده است. روحیه همکاری صرفا یک مهارت نرم (Soft Skill) ساده نیست؛ بلکه یک طرز تفکر، یک ارزش بنیادین و یک سازوکار شناختی-اجتماعی است که افراد را قادر می سازد تا در راستای اهداف مشترک، منابع و تلاش های خود را همسو سازند.این پژوهش با مروری تحلیلی بر مبانی نظری، شامل نظریه های یادگیری اجتماعی (باندورا)، نظریه ساخت وسازگرایی اجتماعی (ویکوتسکی) و رویکردهای مشارکتی در آموزش، نشان می دهد که همکاری به عنوان یک فرآیند اجتماعی، پایه و اساس توسعه ظرفیت های فردی را فراهم می آورد. همکاری موفق نیازمند درک متقابل، همدلی، توانایی حل تعارض و درک مسئولیت های فردی در قبال گروه است.تحلیل نقش آفرینان کلیدی در این فرآیند، ضرورت بازنگری در نقش سنتی معلم را برجسته می سازد. معلم از حالت منتقل کننده صرف دانش، به تسهیل گر (Facilitator)، مربی مشارکتی (Coaching Mentor) و مدل ساز رفتارهای همکاری کننده تبدیل می شود. این تغییر پارادایم مستلزم تجهیز معلمان به استراتژی های مدیریت گروه، طراحی فعالیت های وابسته به هم (Interdependent Tasks) و ایجاد فضایی امن برای ریسک پذیری اجتماعی دانش آموزان است.علاوه بر نقش افراد، برنامه درسی (Curriculum) باید به گونه ای طراحی شود که فرصت های ملموس و معناداری برای یادگیری مشارکتی فراهم آورد. این بدان معناست که محتوای درسی نباید صرفا برای ارزیابی های فردی تنظیم شود، بلکه باید ساختارهایی داشته باشد که موفقیت در آن وابسته به همکاری موثر اعضای گروه باشد. این امر نیازمند تغییر در طراحی تکالیف، پروژه های گروهی با اهداف مشترک و ارزشیابی های گروهی است.محیط فیزیکی و فرهنگی مدرسه، به عنوان بستر شکل گیری هنجارهای اجتماعی، نقش تعیین کننده ای در پرورش همکاری دارد. فرهنگی که در آن موفقیت دیگری به عنوان تهدید تلقی نشود و شکست گروه به صورت مشترک مورد بررسی و یادگیری قرار گیرد، بستری ایده آل برای رشد همکاری است. این فرهنگ باید بر پایه اصول احترام متقابل، عدالت رویه ای (Procedural Justice) و شفافیت در انتظارات شکل گیرد.در نهایت، پیامدهای تربیتی و اجتماعی تقویت روحیه همکاری فراتر از مرزهای کلاس درس گسترش می یابد. دانش آموزانی که روحیه همکاری قوی دارند، در آینده شهروندانی فعال تر، همکارانی سازگارتر در محیط کار و افرادی همدل تر در جامعه خواهند بود. این توانایی آن ها را برای مواجهه با مسائل چندوجهی دنیای مدرن که نیازمند راهکارهای بین رشته ای است، افزایش می دهد. پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که مدرسه باید به صورت یک سیستم منسجم، با تمرکز بر تعاملات هدفمند، محیطی تعاملی ایجاد کند تا روحیه همکاری از حالت یک مهارت فرعی به یک ویژگی هویتی اصلی دانش آموزان تبدیل شود. این فرآیند نیازمند تعهد مستمر مدیریتی، آموزش مستمر معلمان و بازنگری در سیاست های ارزشیابی آموزشی است.
کلیدواژه ها:
همکاری ، یادگیری مشارکتی ، فرهنگ مدرسه ، تعامل اجتماعی ، شایستگی های قرن بیست و یکم ، روانشناسی تربیتی ، مدیریت کلاس درس.
نویسندگان
فرزانه رفیعی اصل
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش