معلم به عنوان رهبر یادگیری در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9008
تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404
چکیده مقاله:
قرن بیست و یکم با سرعت سرسام آور پیشرفت های فناورانه، جهانی شدن، و تغییرات بنیادین در ساختار دانش و بازار کار همراه بوده است. این تحولات، نظام های آموزشی سنتی را که بر انتقال منفعلانه دانش متمرکز بودند، با چالش های جدی روبه رو کرده است. در این عصر جدید، نقش سنتی "معلم به عنوان انتقال دهنده اطلاعات" دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده یادگیرندگان نیست. اکنون، تقاضا برای معلم به عنوان رهبر یادگیری (Learning Leader) بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. رهبری یادگیری یک رویکرد نوین در مدیریت آموزشی است که در آن، معلم از جایگاه صرفا مجری برنامه درسی فراتر رفته و با اتخاذ نقش های تسهیل گر، تسهیل کننده، طراح تجربه یادگیری، و الگوی تفکر انتقادی، فرآیند اکتشاف و ساخت دانش را در دانش آموزان رهبری می کند.تغییر پارادایم از آموزش متمرکز بر معلم به یادگیری متمرکز بر دانش آموز، مستلزم بازتعریف شایستگی های حرفه ای معلم است. این شایستگی ها دیگر تنها در حوزه تسلط محتوایی خلاصه نمی شوند، بلکه شامل مهارت های پیچیده ای چون رهبری توزیعی، کوچینگ، تفکر طراحی (Design Thinking)، سواد دیجیتال پیشرفته، توانایی ایجاد محیط های یادگیری انعطاف پذیر، و پرورش مهارت های نرم (Soft Skills) مانند خلاقیت، همکاری، ارتباط موثر و تفکر انتقادی است. معلم رهبر، محیط کلاس را به یک زیست بوم پویا تبدیل می کند که در آن، دانش آموزان فعالانه در شکل دهی مسیر یادگیری خود نقش دارند. این رهبری، ماهیتی توزیعی دارد و تنها محدود به معلم کلاس نیست، بلکه شامل رهبری همکاران، تعامل با جامعه و مدیریت تغییرات فرهنگی در سطح مدرسه است.پیامدهای تربیتی این تحول عمیق و چندوجهی است. وقتی معلم نقش رهبری یادگیری را بر عهده می گیرد، تمرکز از "آموزش دادن" به "یادگرفتن موثر" شیفت پیدا می کند. این امر به افزایش انگیزه درونی دانش آموزان، تقویت خودتنظیمی یادگیری، و توسعه صلاحیت های شهروندی جهانی منجر می شود. همچنین، رهبری یادگیری معلم، پایه های لازم برای شکل گیری "مدرسه یادگیرنده" را فراهم می آورد؛ جایی که نوآوری نه یک استثناء، بلکه یک اصل نهادینه شده تلقی می شود. با این حال، تحقق این پارادایم جدید نیازمند حمایت های ساختاری، بازنگری در نظام های ارزشیابی سنتی، و سرمایه گذاری در توسعه حرفه ای مستمر است تا معلمان بتوانند با اطمینان و اثربخشی، این نقش حیاتی را در آموزش قرن بیست و یکم ایفا کنند. این مقاله به کاوش در ابعاد نظری و عملی این تحول محوری می پردازد.
کلیدواژه ها:
رهبری آموزشی ، معلم قرن بیست و یکم ، یادگیری فعال ، مدرسه یادگیرنده ، تحول آموزشی ، شایستگی های نوین معلمی
نویسندگان
امین رفیعی اصل
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش