ارزشیابی کیفی؛ ابزاری برای رشد نه مقایسه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9004

تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404

چکیده مقاله:

ارزشیابی آموزشی، همواره یکی از ستون های اصلی نظام های تعلیم و تربیت بوده است، اما ماهیت و هدف آن در طول تاریخ تحولات زیادی را تجربه کرده است. در دهه های اخیر، پارادایم حاکم بر ارزشیابی از رویکرد کمی، نمره محور و مقایسه ای به سمت رویکردهای کیفی، توصیفی و رشدمدار تغییر جهت داده است. ارزشیابی کیفی، برخلاف رویکرد سنتی که تمرکز خود را بر سنجش میزان انطباق دانش آموز با یک استاندارد از پیش تعیین شده و تعیین رتبه او در میان همسالان می گذارد، بر فهم عمیق فرآیند یادگیری، شناسایی نقاط قوت و ضعف فردی، و هدایت مسیر رشد هر دانش آموز تاکید دارد. فلسفه شکل گیری ارزشیابی کیفی از دل نظریه های سازنده گرا و انسان محور در تعلیم و تربیت نشات می گیرد؛ نظریاتی که یادگیری را فعالیتی پویا، زمینه مند و اجتماعی می دانند و ارزشیابی را بخشی جدایی ناپذیر از خود فرآیند یادگیری تلقی می کنند، نه عملیات پسینی و جداافتاده.تمایز اصلی ارزشیابی کیفی با کمی در هدف و ابزار آن نهفته است. ارزشیابی کمی عموما با ابزارهای استاندارد، عینی و کمی سازی نتایج (نمره، درصد، رتبه) سروکار دارد که هدف اصلی آن رتبه بندی و تفکیک دانش آموزان است. این رویکرد، با تمرکز بر نمره نهایی، اغلب منجر به "یادگیری سطحی" می شود، زیرا دانش آموزان صرفا برای کسب نمره بهتر تلاش می کنند و نه برای درک عمیق مفاهیم. در مقابل، ارزشیابی کیفی با استفاده از ابزارهایی مانند مشاهده مستمر، پوشه کار (Portfolio)، بازخورد توصیفی و گفتگوهای راهنما، به دنبال درک پیچیدگی های یادگیری فردی است. این رویکرد، به جای پاسخ دادن به پرسش «چقدر می داند؟»، تلاش می کند به این سوال پاسخ دهد که «چگونه می آموزد؟»، «چه موانعی بر سر راه یادگیری او وجود دارد؟» و «چگونه می توانم به او کمک کنم تا عمیق تر یاد بگیرد؟».یکی از مهم ترین دستاوردهای ارزشیابی کیفی، نقش محوری آن در رشد همه جانبه دانش آموز است. این نوع ارزشیابی، تنها دانش و مهارت های شناختی را مد نظر قرار نمی دهد، بلکه ابعاد عاطفی، اجتماعی و اخلاقی یادگیرنده را نیز در کانون توجه خود دارد. زمانی که دانش آموز به جای ترس از نمره پایین، با بازخوردی سازنده و راهنمایی کننده مواجه می شود، اضطراب ناشی از آزمون کاهش یافته و اعتمادبه نفس او تقویت می شود. این کاهش اضطراب، بستری امن برای آزمون و خطا فراهم می آورد که لازمه یادگیری عمیق و خلاقیت است. یادگیری عمیق زمانی رخ می دهد که دانش آموز بتواند مفاهیم را به هم پیوند دهد، آن ها را در موقعیت های جدید به کار ببرد و معنایی شخصی به آن ها ببخشد؛ امری که در چارچوب ارزشیابی نمره محور و صرفا مبتنی بر حفظیات، دشوار یا ناممکن است.در نظام آموزشی ایران، تلاش هایی برای گذار به ارزشیابی توصیفی و کیفی صورت گرفته است، به ویژه در دوره ابتدایی. با این حال، عمق نفوذ این تغییرات در سطوح بالاتر تحصیلی و میزان پذیرش فرهنگی آن توسط خانواده ها و حتی برخی معلمان، همچنان یک چالش مهم محسوب می شود. مقاومت در برابر نمره محوری ریشه در فرهنگ سنتی جامعه و ضرورت های ورود به مراحل بعدی تحصیل (مانند کنکور) دارد که سیستم ارزشیابی کمی را به عنوان "سنگ محک نهایی" برای موفقیت دانش آموز تثبیت کرده است. برای موفقیت ارزشیابی کیفی، لازم است تا این ابزار به عنوان یک "ابزار برای رشد" به جای "ابزاری برای مقایسه" تعریف شود. این تغییر مستلزم آموزش تخصصی معلمان، تغییر نگرش مدیریتی و ایجاد سازوکارهایی است که اطمینان حاصل شود بازخوردهای توصیفی، کارکرد تشخیصی و اصلاحی خود را به درستی ایفا می کنند. در نهایت، ارزشیابی کیفی ابزاری است برای شناخت، هدایت و احترام به تفاوت های فردی، و سنگ بنای یک آموزش معنادار و عدالت محور به شمار می رود.

نویسندگان

لیلا قائدی

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

عفت فخری

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

افسانه جلالیان

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

رقیه جلالیان

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش