یادگیری خودراهبر؛ گامی به سوی استقلال آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_8998
تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404
چکیده مقاله:
یادگیری خودراهبر (Self-Regulated Learning - SRL) به عنوان یک رویکرد کلیدی در تحول پارادایم های نوین آموزشی، از رویکردهای سنتی مبتنی بر انتقال دانش فاصله گرفته و بر فعال سازی نقش محوری دانش آموز در فرآیند یادگیری تاکید می ورزد. این مقاله با هدف بررسی ابعاد نظری، راهبردهای عملیاتی و چالش های پیاده سازی یادگیری خودراهبر در بستر نظام آموزشی ایران تدوین شده است. یادگیری خودراهبر فراتر از خودآموزی یا خودآموزی منفعل است؛ این یک فرآیند فعال، سازنده و هدفمند است که در آن یادگیرندگان نه تنها دانش کسب می کنند، بلکه بر افکار، رفتارها و هیجانات خود در طول یادگیری نظارت، آن را ارزیابی و تنظیم می کنند. مدل های شناختی-اجتماعی یادگیری خودراهبر، نظیر مدل زیمرمن (Zimmerman)، چارچوبی سه مرحله ای شامل مرحله پیش بینی و برنامه ریزی، مرحله عملکرد و نظارت، و مرحله تامل و خودانعکاسی را برای این فرآیند ترسیم می کنند.تحلیل عمیق نشان می دهد که استقلال آموزشی که محصول نهایی مطلوب یادگیری خودراهبر است، مستلزم تغییر بنیادین در نقش معلم از منتقل کننده صرف اطلاعات به تسهیل گر، مربی و طراح محیط های یادگیری است. معلم باید زمینه ای فراهم آورد که دانش آموزان بتوانند اهداف واقع بینانه ای تعیین کنند، راهبردهای مناسب را انتخاب نمایند (مانند راهبردهای فراشناختی، راهبردهای راهبردی و راهبردهای انگیزشی)، و از بازخوردها به شکلی موثر برای اصلاح مسیر یادگیری خود بهره ببرند. این تغییر پارادایم نیازمند توانمندسازی معلمان در زمینه دانش تخصصی یادگیری خودراهبر و همچنین فراهم آوردن فرصت هایی برای تمرین این مهارت ها در کلاس های درس است.از منظر دانش آموز، یادگیری خودراهبر مترادف با مسئولیت پذیری، خودکارآمدی بالا و توانایی مدیریت شکست ها است. دانش آموز خودراهبر، یادگیرنده ای کنجکاو است که به جای تمرکز بر نمره نهایی، بر رشد مستمر و تسلط بر مهارت ها متمرکز است. این امر نیازمند آموزش صریح مهارت های فراشناختی (مانند برنامه ریزی قبل از یادگیری و نظارت بر درک مطلب حین یادگیری) است.اجرای موثر این رویکرد در نظام آموزشی ایران با چالش های ساختاری و فرهنگی متعددی مواجه است. سیستم متمرکز کنکورمحور، تاکید بیش از حد بر ارزشیابی بیرونی و حجم بالای محتوای درسی، اغلب مانع از فراهم آمدن زمان و فضای لازم برای تمرین خودتنظیمی می شوند. بنابراین، گذار به سمت استقلال آموزشی مبتنی بر یادگیری خودراهبر، مستلزم بازنگری در طراحی برنامه درسی، انعطاف پذیری در روش های تدریس و تغییر در معیارهای سنجش عملکرد از سنجش دانش به سنجش فرایند و مهارت های شناختی است. در نهایت، دستیابی به استقلال آموزشی نه تنها مهارت های آکادمیک دانش آموزان را ارتقا می دهد، بلکه آن ها را برای یادگیری مادام العمر در دنیای متغیر آماده می سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی محمودی زیارتی
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
معصومه معبودیان
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
عفت فخری
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
فرزام رحیمی
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش