ارزیابی اثربخشی برنامه های توسعه حرفه ای معلمان در استقرار رویکردهای یادگیری فعال مبتنی بر فناوری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_15727

تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در نظام های آموزشی پویا و معاصر، سرمایه گذاری بر توانمندسازی سرمایه انسانی از طریق برنامه های توسعه حرفه ای، سنگ بنای هرگونه تحول بنیادین در کلاس درس به شمار می رود؛ با این وجود، صرف برگزاری دوره های آموزشی برای معلمان جهت بکارگیری ابزارهای دیجیتال، تضمین کننده تغییر در شیوه های تدریس و تعمیق یادگیری دانش آموزان نیست و از این رو، هدف اصلی این مقاله توصیفی، تبیین شاخص ها و روش های ارزیابی اثربخشی برنامه های توسعه حرفه ای در حوزه یادگیری فعال مبتنی بر فناوری است تا سیاست گذاران بتوانند میزان موفقیت این دوره ها را در ساحت عمل بسنجند. این پژوهش با مرور نظام مند متون علمی و مدل های ارزشیابی معتبر، استدلال می کند که ارزیابی اثربخشی نباید به سنجش میزان رضایت شرکت کنندگان در پایان دوره محدود شود، بلکه نیازمند رویکردی چندسطحی و طولی است که بازتاب آموزش ها را در رفتار حرفه ای معلم و دستاوردهای شناختی دانش آموزان رصد نماید. بر اساس یافته های توصیفی این مطالعه، چارچوب ارزیابی اثربخشی در سه سطح کلان قابل صورت بندی است: نخست، «سنجش تغییرات نگرشی و دانشی معلمان» که از طریق پیش آزمون، پس آزمون و مصاحبه های عمیق انجام می گیرد تا میزان درک آنان از تلفیق هدفمند ابزارهای دیجیتال با راهبردهای یادگیری مشارکتی مشخص شود؛ دوم، «ارزیابی کاربست عملی و تغییر رفتار در کلاس درس» که مستلزم مشاهدات بالینی مستمر، بررسی طرح درس های تدوین شده و تحلیل نحوه مدیریت کلاس توسط گروه همتایان یا ارزیابان متخصص است تا نشان دهد معلمان تا چه حد توانسته اند از نقش انتقال دهنده دانش فاصله گرفته و به تسهیل گر فرآیندهای اکتشافی تبدیل شوند؛ و سوم، «واکاوی پیامدهای یادگیری و دستاوردهای دانش آموزان» به عنوان غایی ترین هدف توسعه حرفه ای، که با استفاده از آزمون های عملکردی، بررسی پوشه کار و سنجش میزان مشارکت و انگیزه درونی فراگیران در محیط های غنی شده با فناوری اندازه گیری می شود. در نهایت، این مقاله نتیجه گیری می کند که استقرار یک نظام ارزیابی جامع و بازخورد محور، نه تنها نقاط ضعف و قوت برنامه های توانمندسازی را آشکار می سازد، بلکه با ارائه داده های متقن، مسیر اصلاح و بهبود مستمر این دوره ها را هموار کرده و تضمین می کند که سرمایه گذاری های آموزشی به جای هدررفت در کارگاه های بی اثر، به نهادینه سازی فرهنگ یادگیری فعال، پرورش تفکر انتقادی و ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت در عصر فناوری اطلاعات منجر گردد.

نویسندگان

جمال نخبه فلاح

لیسانس آموزش ابتدایی

شریعه قدسی

لیسانس برنامه ریزی درسی

فاطمه بیک پور

لیسانس زیست شناسی

مهناز یوسفی

لیسانس آموزش حرفه و فن