واکاوی تاثیر مولفه های فیزیکی و کالبدی محیط های آموزشی بر ارتقای مشارکت فعال و اشتیاق تحصیلی یادگیرندگان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_15647
تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در پارادایم های نوین روانشناسی تربیتی، محیط فیزیکی مدرسه نه صرفا به عنوان یک سرپناه، بلکه به مثابه «ظرف شناختی و عاطفی» یادگیری تلقی می شود که پتانسیل اثرگذاری مستقیم بر سطوح انرژی روانی و انگیزش دانش آموزان را داراست. اشتیاق تحصیلی و مشارکت فعال در کلاس، متغیرهایی هستند که به شدت تحت تاثیر کیفیت «زیست بوم فیزیکی» قرار دارند. هدف اصلی این مقاله توصیفی، تبیین مکانیسم های اثرگذاری ویژگی های کالبدی و محیطی (نظیر نور، دما، صدا و رنگ) بر میزان درگیری تحصیلی و شور و شوق یادگیری در دانش آموزان است این پژوهش با مرور نظام مند ادبیات موجود در حوزه «روانشناسی محیط» و «ارگونومی آموزشی»، استدلال می کند که نادیده گرفتن متغیرهای فیزیکی منجر به افزایش بار شناختی نامطلوب و کاهش آستانه تحمل دانش آموزان می شود. یافته های توصیفی حاکی از آن است که مولفه هایی همچون «کیفیت نور طبیعی» (تنظیم ریتم شبانه روزی و هوشیاری)، «آکوستیک استاندارد» (کاهش نویز و تسهیل شنیدار)، «تهویه مطبوع و کیفیت هوا» (تامین اکسیژن مغز) و «رنگ پردازی هوشمند» (تحریک یا آرامش بخشی بصری)، همبستگی معناداری با کاهش رفتارهای اجتنابی و افزایش تمرکز بر تکلیف دارند. همچنین، مقاله به نقش «طراحی بیوفیلیک» (ارتباط با طبیعت) در فضاهای آموزشی اشاره دارد که با کاهش استرس و خستگی ذهنی، زمینه را برای بازسازی توجه و ارتقای بهزیستی روانی فراهم می آورد. در نهایت، مقاله نتیجه گیری می کند که ارتقای مشارکت و اشتیاق تحصیلی، تنها در گرو اصلاح روش های تدریس نیست، بلکه نیازمند «بهینه سازی کالبدی» فضاست. محیطی که نیازهای فیزیولوژیک و حسی دانش آموز را تامین کند، حس تعلق به مدرسه را تقویت کرده و بستر لازم برای شکوفایی پتانسیل های یادگیری را مهیا می سازد. تحقق این امر مستلزم نگاهی کل نگر در طراحی و نوسازی مدارس است که در آن رفاه جسمانی مقدمه ای بر تعالی تحصیلی دانسته شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان