بازمهندسی نظام آموزشی مبتنی بر یادگیری مداوم در عصر فناوری اطلاعات
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_15475
تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404
چکیده مقاله:
گسترش بی سابقه فناوری اطلاعات و ارتباطات، ماهیت دانش را از حالتی ایستا به جریانی پویا و پرشتاب تغییر داده است که این امر، ناکارآمدی الگوهای سنتی و مقطعی آموزش را بیش از پیش نمایان می سازد؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف واکاوی فرآیند بازمهندسی نظام آموزشی مبتنی بر یادگیری مداوم در عصر فناوری اطلاعات به روش تحلیلی-توصیفی تدوین شده است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که بازمهندسی نظام آموزشی فراتر از تجهیز مدارس به ابزارهای دیجیتال، مستلزم تغییر در فلسفه، ساختار و پداگوژی است تا یادگیری را از یک فعالیت محدود به زمان و مکان، به یک «زیست موم همیشگی» تبدیل کند. تحلیل های صورت گرفته حاکی از آن است که فناوری اطلاعات با فراهم آوردن زیرساخت هایی نظیر یادگیری ابری، تحلیل داده های بزرگ و هوش مصنوعی، امکان ایجاد مسیرهای یادگیری شخصی سازی شده و منعطف را فراهم آورده که هسته مرکزی یادگیری مادام العمر را تشکیل می دهند. در این پارادایم نوین، ماموریت اصلی نظام آموزشی از «انتقال بسته های دانشی» به «توسعه شایستگی های یادگیری» تغییر یافته است، به گونه ای که فراگیران مهارت های خودنظمی، جستجوگری منتقدانه و انطباق پذیری با تغییرات تکنولوژیک را کسب می کنند. همچنین، این پژوهش تبیین می کند که بازمهندسی آموزشی مستلزم حذف مرزهای میان آموزش رسمی و غیررسمی است تا یادگیری به بخشی جدایی ناپذیر از زیست حرفه ای و اجتماعی افراد تبدیل شود. نتایج نشان دهنده این مطلب است که در این مسیر، نقش معلم از منبع اقتدار علمی به «معمار مسیرهای یادگیری» و «تسهیل گر رشد حرفه ای» تغییر می یابد که وظیفه مدیریت جریان دانش و تقویت انگیزه درونی فراگیران را بر عهده دارد. با این حال، تحقق این تحول ساختاری نیازمند بازنگری در سیاست گذاری های کلان، منعطف سازی بودجه بندی های زمانی و ایجاد نظام های ارزشیابی فرآیندمحوری است که رشد مداوم فرد را جایگزین نمرات مقطعی کنند. در واقع، بازمهندسی نظام آموزشی در عصر فناوری اطلاعات به معنای خلق محیطی هوشمند و متصل است که در آن هر فرد، متناسب با نیازهای متغیر بازار کار و علایق فردی، به صورت مستمر در مسیر شکوفایی و تولید دانش قرار می گیرد. در نهایت، نتیجه گیری می شود که برای بقا در جامعه دانش بنیان، نظام های آموزشی باید از مدل های صلب صنعتی فاصله گرفته و به سمت ساختارهای ارگانیک و فناوری پایه ای حرکت کنند که یادگیری مداوم را به عنوان روح حاکم بر تمامی لایه های زندگی نهادینه سازند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رقیه لطفی زاده
فوق لیسانس مدیریت آموزشی
رقیه مرادخانی
فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی
مریم نوجوان
فوق لیسانس فیزیک جامد
وحیده دیباج
لیسانس آموزش ابتدایی