بررسی اثر فناوری های آموزشی و محیط های دیجیتال بر خودتنظیمی شناختی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_7860
تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404
چکیده مقاله:
فناوری های آموزشی و محیط های دیجیتال به عنوان یکی از مهم ترین تحولات قرن اخیر در حوزه آموزش، نقش برجسته ای در تغییر الگوهای یادگیری ایفا کرده اند. این مقاله به بررسی جامع اثر فناوری های آموزشی و محیط های دیجیتال بر خودتنظیمی شناختی دانش آموزان و دانشجویان می پردازد. خودتنظیمی شناختی، به عنوان فرآیندی پیچیده که شامل برنامه ریزی، نظارت، کنترل و ارزیابی فعالیت های شناختی است، یکی از عوامل کلیدی موفقیت تحصیلی محسوب می شود. با ظهور ابزارهایی نظیر پلتفرم های یادگیری آنلاین، اپلیکیشن های هوشمند، واقعیت مجازی، هوش مصنوعی و شبکه های اجتماعی آموزشی، سوال اصلی این است که چگونه این فناوری ها بر جنبه های مختلف خودتنظیمی شناختی تاثیر می گذارند؟در این پژوهش، ابتدا مفاهیم پایه ای خودتنظیمی شناختی بر اساس مدل های نظری زیمرمن (Zimmerman, ۲۰۰۰) و پینتریچ (Pintrich, ۲۰۰۰) تشریح شده و سپس، تاثیر مثبت فناوری ها مانند سیستم های مدیریت یادگیری (LMS) مانند Moodle و Blackboard بر تقویت مهارت های برنامه ریزی و هدف گذاری بررسی می گردد. برای مثال، مطالعات نشان می دهد که استفاده از داشبوردهای تحلیلی در محیط های دیجیتال، به کاربران کمک می کند تا پیشرفت خود را نظارت کنند و تنظیمات لازم را اعمال نمایند، که این امر منجر به افزایش ۲۵-۳۰ درصدی کارایی خودتنظیمی در مقایسه با روش های سنتی می شود.علاوه بر این، جنبه های منفی نظیر حواس پرتی ناشی از اعلان های دیجیتال، اعتیاد به صفحه نمایش و کاهش تمرکز عمیق نیز مورد نقد قرار گرفته است. پژوهش های تجربی، مانند مطالعه ای بر روی ۵۰۰ دانشجو در دانشگاه های ایران، حاکی از آن است که بیش از ۴۰% کاربران محیط های دیجیتال با چالش کاهش خودتنظیمی روبرو هستند، مگر اینکه ابزارهای کمکی مانند افزونه های مدیریت زمان (مانند Forest یا Focus@Will) به کار گرفته شود.این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی بیش از ۵۰ منبع معتبر داخلی و خارجی، به تحلیل مکانیسم های تاثیرگذار پرداخته و پیشنهادهایی عملی برای طراحان آموزشی ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که ادغام فناوری های مبتنی بر gamification و یادگیری تطبیقی می تواند خودتنظیمی را تا ۵۰% بهبود بخشد، در حالی که عدم نظارت بر استفاده، اثرات معکوس دارد. در نهایت، این پژوهش بر لزوم سیاست گذاری های آموزشی برای بهره برداری بهینه از محیط های دیجیتال تاکید دارد و راهکارهایی برای تقویت خودتنظیمی در عصر دیجیتال پیشنهاد می کند. این بررسی نه تنها برای معلمان و دانشجویان مفید است، بلکه سیاست گذاران آموزشی را به بازنگری در برنامه های درسی ترغیب می نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه قربانزاده
کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه پیام نور مشهد
فهیمه حسینی طباطبایی
کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه پیام نور زاهدان
مینا علیزاده مقدم
کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی فردوس
عصمت علایی
کارشناسی امور تربیتی دانشگاه شهید خورشیدی