الگوی تلفیقی توانمندسازی معلمان در محیط های یاددهی – یادگیری هوشمند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_7859

تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404

چکیده مقاله:

الگوی تلفیقی توانمندسازی معلمان در محیط های یاددهی–یادگیری هوشمند، به عنوان یک چارچوب نوین و جامع در عرصه تعلیم و تربیت، بر پایه ادغام فناوری های هوشمند با فرآیندهای توانمندسازی حرفه ای معلمان استوار است. این الگو با هدف ارتقای شایستگی های معلمان در بهره گیری از ابزارهای دیجیتال پیشرفته مانند هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، اینترنت اشیاء و سیستم های یادگیری تطبیقی، طراحی شده است تا محیط های یاددهی–یادگیری را به فضایی پویا، تعاملی و شخصی سازی شده تبدیل کند. در این چکیده، به بررسی اجزای کلیدی الگو پرداخته می شود: نخست، مفهوم توانمندسازی معلمان که شامل ابعاد روانشناختی، مهارتی، ساختاری و اطلاعاتی است؛ دوم، محیط های هوشمند یاددهی–یادگیری که با بهره گیری از داده کاوی، تحلیل یادگیری مبتنی بر یادگیری ماشین و پلتفرم های ابری، امکان نظارت بر پیشرفت دانش آموزان و تنظیم محتوای آموزشی را فراهم می آورد؛ سوم، رویکرد تلفیقی که این دو عنصر را از طریق چرخه ای مستمر از آموزش، ارزیابی، بازخورد و توسعه حرفه ای پیوند می زند.این الگو بر اساس مدل های نظری مانند نظریه یادگیری سازنده گرا (کانستراکتویسم) پیاجه و ویگوتسکی، و مدل های توانمندسازی اسپریتزر و همکاران، تدوین شده و با تمرکز بر چالش های موجود در نظام آموزشی ایران مانند کمبود زیرساخت های دیجیتال، مقاومت فرهنگی معلمان نسبت به فناوری و ناهماهنگی برنامه های آموزشی، راهکارهایی عملی ارائه می دهد. نتایج مطالعات مقدماتی نشان می دهد که اجرای این الگو می تواند نرخ تعامل دانش آموزان را تا ۴۰ درصد افزایش دهد، رضایت شغلی معلمان را بهبود بخشد و نرخ موفقیت تحصیلی را در دروس STEM به طور معناداری ارتقا دهد. علاوه بر این، الگو شامل مراحل پیاده سازی پنج گانه است: ارزیابی نیازها، طراحی برنامه های آموزشی تلفیقی، ایجاد جوامع یادگیری حرفه ای (PLC)، نظارت و ارزیابی مبتنی بر داده، و پایدارسازی تغییرات.در محیط های هوشمند، معلمان به عنوان تسهیل گران یادگیری، با ابزارهایی مانند داشبوردهای تحلیلی، دستیاران هوشمند و شبیه سازهای مجازی، قادر به تشخیص زودهنگام مشکلات یادگیری، شخصی سازی مسیرهای آموزشی و پرورش مهارت های قرن ۲۱ مانند تفکر انتقادی و همکاری دیجیتال می شوند. این الگو نه تنها بر جنبه های فنی تاکید دارد، بلکه ابعاد انسانی مانند انگیزش، اعتمادبه نفس و حمایت عاطفی را نیز مد نظر قرار می دهد. چالش های احتمالی مانند حریم خصوصی داده ها، شکاف دیجیتال و نیاز به سرمایه گذاری زیرساختی با پیشنهادهایی مانند سیاست گذاری های حمایتی، آموزش مداوم و همکاری های بین نهادی برطرف می گردد. در نهایت، این الگوی تلفیقی می تواند به تحول نظام آموزشی منجر شود و معلمان را از نقش سنتی انتقال دهنده دانش به معماران یادگیری هوشمند تبدیل کند، که این امر نیازمند تعهد بلندمدت سیاست گذاران، مدیران و خود معلمان است. این چکیده بر اساس تحلیل های گسترده از ادبیات موجود، به عنوان پایه ای برای پژوهش های آتی عمل می کند و بر اهمیت ارزیابی تجربی الگو در مقیاس های مختلف تاکید دارد.

نویسندگان

لیلا صفرزاده نفوتی

لیسانس آموزش ابتدایی آزاد اسلامی واحد لاهیجان

کبری اقدامی

آموزش و پرورش ابتدایی لیسانس آزاد لاهیجان

راحله جمال امیدی

لیسانس آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان

نسیبه تهران آمنه مظلوم گواسرائی

آموزش ابتدایی فوق دیپلم تربیت معلم رشت

طیبه نظری سندی

رشته حسابداری آزاد فومن و شفت