تحلیل چالش ها و فرصت های به کارگیری هوش مصنوعی در برنامه ریزی درسی مدارس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 92

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_7845

تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تحول شتابان فناوری های دیجیتال، به ویژه هوش مصنوعی، نظام های آموزشی را با موجی از تغییرات بنیادین در اهداف، محتوا، روش ها و سازوکارهای برنامه ریزی درسی مواجه ساخته است. برنامه ریزی درسی مدارس که به عنوان هسته مرکزی نظام آموزشی نقش تعیین کننده ای در جهت دهی به یادگیری دانش آموزان ایفا می کند، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازاندیشی مبتنی بر ظرفیت ها و محدودیت های فناوری های هوشمند است. هوش مصنوعی با قابلیت هایی نظیر تحلیل کلان داده های آموزشی، شخصی سازی مسیرهای یادگیری، پیش بینی عملکرد تحصیلی، و پشتیبانی از تصمیم گیری های مبتنی بر شواهد، فرصت های کم سابقه ای را برای ارتقای کیفیت برنامه های درسی فراهم آورده است؛ بااین حال، هم زمان چالش های پیچیده ای در ابعاد فنی، تربیتی، اخلاقی، فرهنگی و سیاست گذاری آموزشی ایجاد کرده که نادیده گرفتن آن ها می تواند به تضعیف عدالت آموزشی، کاهش نقش حرفه ای معلمان و گسست میان اهداف تربیتی و فناوری منجر شود.این مقاله با رویکردی تحلیلی–نظری و مبتنی بر تلفیق ادبیات معاصر برنامه ریزی درسی، یادگیری دیجیتال و هوش مصنوعی، به بررسی نظام مند چالش ها و فرصت های به کارگیری هوش مصنوعی در برنامه ریزی درسی مدارس می پردازد. تمرکز اصلی مقاله بر این است که چگونه می توان از هوش مصنوعی نه به عنوان یک ابزار صرف فناورانه، بلکه به مثابه یک عامل تحول آفرین در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه های درسی بهره گرفت، بدون آن که اصول بنیادین تعلیم وتربیت مدرسه ای، نقش تربیتی معلم و اقتضائات فرهنگی–اجتماعی نظام آموزشی نادیده گرفته شود.در این چارچوب، ابتدا فرصت های کلیدی هوش مصنوعی در برنامه ریزی درسی، از جمله امکان طراحی برنامه های درسی تطبیقی، تقویت یادگیری شخصی سازی شده، پشتیبانی هوشمند از معلمان در تصمیم گیری های آموزشی، و ارتقای انسجام میان اهداف، محتوا و ارزشیابی مورد تحلیل قرار می گیرد. سپس چالش های اساسی نظیر مخاطرات تقلیل برنامه درسی به داده محوری صرف، تهدید استقلال حرفه ای معلمان، مسائل اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی دانش آموزان، سوگیری الگوریتمی، و نابرابری در دسترسی به زیرساخت های هوشمند بررسی می شود. مقاله تاکید می کند که مواجهه اثربخش با این چالش ها مستلزم اتخاذ رویکردی متعادل و انتقادی نسبت به هوش مصنوعی است؛ رویکردی که در آن فناوری در خدمت اهداف تربیتی قرار گیرد، نه جایگزین آن ها.در نهایت، مقاله با ارائه دلالت هایی برای طراحان برنامه درسی، سیاست گذاران آموزشی و پژوهشگران حوزه تعلیم وتربیت، بر ضرورت توسعه مدل های بومی و اخلاق محور برنامه ریزی درسی مبتنی بر هوش مصنوعی تاکید می کند. چنین مدل هایی می توانند ضمن بهره گیری از ظرفیت های تحولی هوش مصنوعی، زمینه ساز ارتقای کیفیت یادگیری، افزایش عدالت آموزشی و تقویت نقش مدرسه به عنوان نهاد تربیتی در عصر هوشمند باشند.

نویسندگان

حمید سهراب پورشفتی

ارشد رشته حقوق عمومی ازاد انزلی