یادگیری عمیق و طراحی درس اثربخش در کودکان استثنایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_8901
تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی بنیادهای نظری و راهبردهای عملی تحقق یادگیری عمیق در فرآیند طراحی درس اثربخش برای گروه متنوع کودکان استثنایی سامان یافته است. در عصر حاضر، تاکید فزاینده ای بر گذار از رویکردهای سنتی مبتنی بر حفظ و بازتولید اطلاعات (یادگیری سطحی) به سمت کسب دانش عمیق، توانایی انتقال مفاهیم، و به کارگیری آن ها در موقعیت های جدید وجود دارد. این ضرورت در مورد کودکان استثنایی، که به دلیل ویژگی های شناختی، جسمی، هیجانی یا حسی متفاوت، نیاز مبرمی به مداخلات آموزشی دقیق و شخصی سازی شده دارند، دوچندان می شود. یادگیری عمیق مستلزم درگیری فعال دانش آموز با محتوا، برقراری ارتباطات معنایی بین دانسته های پیشین و اطلاعات جدید، و بازاندیشی مستمر است. در این راستا، طراحی درس اثربخش به عنوان یک چارچوب برنامه ریزی شده عمل می کند که تضمین کننده هم راستایی اهداف آموزشی، محتوای مرتبط، روش های تدریس متمایز و ابزارهای سنجش معتبر است. کودکان استثنایی، شامل طیف وسیعی از دانش آموزان از مبتلایان به اختلالات یادگیری خاص، اوتیسم، ناتوانی های ذهنی، تا استعدادهای درخشان، هر کدام نیازمند مدلی هستند که انعطاف پذیری لازم برای پاسخگویی به تفاوت های فردی را فراهم آورد. رویکردهای طراحی آموزشی سنتی غالبا در پوشش دادن این طیف گسترده ناتوان بوده اند و منجر به شکاف های عملکردی و محرومیت آموزشی می شوند. بنابراین، تلفیق اصول یادگیری عمیق با طراحی آموزشی مبتنی بر شواهد، یک الزام اساسی برای دستیابی به عدالت آموزشی در این حوزه محسوب می شود. یادگیری عمیق در این زمینه نه تنها به معنای تسلط بر محتوای درسی است، بلکه شامل توسعه مهارت های فراشناختی، خودتنظیمی، و تاب آوری هیجانی است که برای موفقیت بلندمدت این دانش آموزان حیاتی هستند. پژوهش نشان می دهد که طراحی درس باید بر اساس اصول ساخت گرایی و نظریه های شناختی صورت گیرد؛ به گونه ای که امکان پردازش چندلایه اطلاعات را فراهم آورد. برای مثال، دانش آموزان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) ممکن است از رویکردهای مبتنی بر تحریک حسی و تغییرات مکرر فعالیت بهره ببرند، در حالی که دانش آموزان دارای معلولیت ذهنی نیازمند تجزیه مفاهیم پیچیده به واحدهای کوچک تر و تکرار ساختارمند هستند. طراحی اثربخش در این بستر، شامل تعریف اهداف یادگیری شفاف و قابل مشاهده، انتخاب محتوایی است که قابلیت دسترسی (Accessibility) برای همه دانش آموزان را فراهم سازد (اصل طراحی جهانی برای یادگیری یا UDL)، و استفاده از راهبردهایی مانند تمایز آموزشی (Differentiation) است. ارزشیابی نیز باید فراتر از سنجش صرف دانش، به ارزیابی فرآیند یادگیری، مهارت های حل مسئله، و توانایی انتقال یادگیری ها بپردازد. این مقاله با بررسی این مولفه ها، به معلمان و پژوهشگران کمک می کند تا چارچوبی منسجم برای پرورش یادگیری ماندگار و معنادار در میان کودکان استثنایی ایجاد نمایند و از انباشت دانش ناکارآمد جلوگیری کنند. هدف اصلی، ارائه الگویی است که در آن هر دانش آموز استثنایی، صرف نظر از چالش هایش، فرصت تجربه یادگیری عمیق و دستیابی به بالاترین سطح از توانمندی های بالقوه خود را داشته باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مسلم آلبوغبیش
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
آسیه آلبوغبیش
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
حناء آلبوغبیش
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
جعفر حمید
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش