بررسی اثربخشی برنامه های دیجیتال در رشد فکری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_8887

تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر کنونی که فناوری های دیجیتال به صورت عمیقی در بافت زندگی روزمره نفوذ کرده اند، آموزش و پرورش نیز به ناچار در معرض تحولات بنیادین قرار گرفته است. این تحولات، زمینه ساز ظهور و گسترش گسترده «برنامه های دیجیتال آموزشی» شده اند که نویدبخش بازتعریف شیوه های یادگیری و تقویت فرآیندهای شناختی دانش آموزان هستند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی این برنامه ها بر ابعاد مختلف رشد فکری دانش آموزان، از جمله تفکر انتقادی، حل مسئله، و خلاقیت، شکل گرفته است. مسئله اصلی این است که با وجود سرمایه گذاری های قابل توجه در زیرساخت های دیجیتال آموزشی، میزان و کیفیت تاثیر این ابزارها بر عمق یادگیری و توانمندی های فکری دانش آموزان چگونه ارزیابی می شود؟ آیا صرف دسترسی به محتوای دیجیتال می تواند منجر به ارتقاء سطوح بالاتر شناختی گردد، یا نیازمند رویکردهای تربیتی و طراحی آموزشی هدفمندتری است؟اهمیت این پژوهش در آن است که نتایج آن می تواند راهنمایی عملی برای سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزان درسی و معلمان فراهم آورد تا بتوانند از پتانسیل کامل ابزارهای دیجیتال بهره برداری کنند و در عین حال، از دام های سطحی نگری آموزشی که ممکن است ناشی از استفاده صرفا ابزاری از فناوری باشد، اجتناب ورزند. رشد فکری دانش آموزان، که شامل توانایی تحلیل، ارزیابی، سنتز اطلاعات و تولید دانش جدید است، سنگ بنای توسعه فردی و اجتماعی محسوب می شود.روش کلی این پژوهش بر اساس رویکردی ترکیبی و تحلیل اسنادی-نظری طراحی شده است. این رویکرد شامل بررسی انتقادی ادبیات پژوهشی موجود، تحلیل مدل های نظری یادگیری در محیط های دیجیتال (نظیر نظریه ساخت گرایی اجتماعی در فضای مجازی و نظریه بار شناختی)، و مرور مطالعات موردی در زمینه اثربخشی نرم افزارها و پلتفرم های آموزشی منتخب است. تمرکز اصلی بر شناسایی مکانیسم هایی است که از طریق آن ها تعاملات دیجیتال می توانند به تحریک فعالیت های شناختی عالی منجر شوند.یافته های تحلیلی نشان می دهند که اثربخشی برنامه های دیجیتال به شدت وابسته به پارامترهای طراحی آموزشی (Instructional Design) است. صرف ارائه محتوای غنی دیجیتال (مانند ویدئوها و متون الکترونیکی) تاثیر چندانی بر تفکر انتقادی ندارد؛ در عوض، برنامه هایی که تعامل فعال، بازخورد فوری سازنده، شبیه سازی های پیچیده و امکان همکاری مشارکتی را فراهم می آورند، در تقویت مهارت های حل مسئله و خلاقیت کارایی بالاتری دارند. چالش اصلی در این مسیر، حفظ تعادل میان جنبه های انگیزشی فناوری و عمق محتوای آموزشی است، به گونه ای که از «حواس پرتی دیجیتال» جلوگیری شده و توجه دانش آموز به جای تعامل با خود ابزار، بر پردازش عمیق اطلاعات متمرکز گردد. نقش معلم به عنوان تسهیل گر و راهنمای شناختی در این محیط ها حیاتی تر می شود و نیازمند بازتعریف صلاحیت های حرفه ای اوست.نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که برنامه های دیجیتال پتانسیل عظیمی برای متحول ساختن رشد فکری دارند، اما این پتانسیل به طور خودکار محقق نمی شود. اثربخشی واقعی زمانی حاصل می شود که ابزارهای دیجیتال به عنوان تقویت کننده فرایندهای یادگیری فعال و مبتنی بر اکتشاف (Inquiry-Based Learning) به کار گرفته شوند و نه صرفا جایگزینی برای روش های سنتی. برای دستیابی به این هدف، نیازمند بازنگری در محتوای برنامه های درسی، تربیت حرفه ای معلمان در زمینه آموزش مبتنی بر فناوری و طراحی سیستم های ارزیابی هستیم که بتوانند سطوح بالای تفکر را در محیط های دیجیتال به درستی بسنجند.

نویسندگان

عبدالنبی قیم

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

فاطمه طاهری

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

نعیم عساکره

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

عباس خالدی

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش