کاربرد سامانه های هوشمند در پیش بینی مد و طراحی لباس بر اساس داده های بازار

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RTTCH04_5719

تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر حاضر که با گسترش روزافزون فناوری های دیجیتال و نفوذ عمیق آن ها در تمامی ابعاد زندگی بشری مواجه هستیم، سامانه های هوشمند به عنوان یکی از موثرترین و کارآمدترین عوامل تحول آفرین در فرآیند طراحی و تولید مد و لباس نقش بسیار حیاتی و تعیین کننده ای در پیش بینی روندهای بازار، تحلیل داده های مصرف کننده و شکل دهی به سبک های طراحی نوین ایفا می کنند که این امر خود مستلزم بررسی جامع و دقیق تاثیرات، فرصت ها و چالش های پیش روی صنعت مد در بهره گیری بهینه از این سامانه ها می باشد. هدف این پژوهش، تحلیل تاثیرات سامانه های هوشمند بر پیش بینی مد و طراحی لباس بر اساس داده های بازار و شناسایی مولفه های کلیدی موفقیت در به کارگیری این فناوری ها در محیط های صنعتی و خلاقانه است که از طریق بررسی پژوهش های انجام شده داخلی و خارجی، تحلیل یافته های میدانی و مطالعه تجربیات موفق کشورهای پیشرو در این حوزه صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهند که سامانه های هوشمند با بهره گیری از الگوریتم های یادگیری ماشین، هوش مصنوعی و تحلیل داده های بزرگ، توانایی پیش بینی دقیق روندهای مد بر اساس داده های بازار مانند رفتار مصرف کنندگان، ترجیحات فرهنگی، تغییرات فصلی و الگوهای خرید را داشته و می توانند منجر به افزایش کارایی طراحی، کاهش هزینه های تولید، بهبود شخصی سازی محصولات و ارتقای رقابت پذیری برندها در بازارهای جهانی شوند، اما چالش هایی همچون شکاف دیجیتال در دسترسی به داده ها، نیاز به آموزش طراحان و متخصصان مد، مسائل حریم خصوصی داده ها، ضرورت بازنگری در فرآیندهای خلاقانه سنتی و نگرانی های مربوط به پایداری زیست محیطی نیز وجود دارد که باید مورد توجه جدی سیاست گذاران صنعتی، مدیران برندها و طراحان قرار گیرد.این سامانه ها که شامل طیف گسترده ای از فناوری ها نظیر مدل های پیش بینی مبتنی بر شبکه های عصبی عمیق، سیستم های توصیه گر هوشمند، ابزارهای تولید تصویر generative AI مانند GANها و DALL-E، پلتفرم های تحلیل داده های شبکه های اجتماعی و سیستم های یادگیری تطبیقی می شوند، پتانسیل بی نظیری برای تحول در صنعت مد ارائه می دهند. برای مثال، با تحلیل داده های عظیم از پلتفرم هایی مانند اینستاگرام، تیک تاک و پینترست، این سامانه ها می توانند الگوهای بصری، رنگ ها، طرح ها و استایل های محبوب را پیش بینی کنند و پیشنهادهای طراحی شخصی سازی شده برای هر گروه جمعیتی ارائه دهند. پژوهش های اخیر نشان می دهد که استفاده از این فناوری ها می تواند دقت پیش بینی روندهای مد را تا ۸۵ درصد افزایش دهد و زمان طراحی را از ماه ها به几天 کاهش دهد، که این امر نه تنها بهره وری را افزایش می دهد بلکه امکان پاسخگویی سریع به تغییرات بازار را فراهم می کند. علاوه بر این، سامانه های هوشمند با ادغام داده های پایداری مانند مواد بازیافتی و روندهای اکوفرندلی، می توانند طراحی های سبز و مسئولانه را ترویج دهند و به اهداف توسعه پایدار کمک کنند.با این حال، پیاده سازی این سامانه ها با موانعی مانند کمبود داده های باکیفیت در بازارهای نوظهور، پیچیدگی های الگوریتمی در مدل سازی سلیقه های فرهنگی متنوع، مقاومت طراحان سنتی در برابر اتوماسیون خلاقیت و مسائل اخلاقی مرتبط با偏ش های الگوریتمی روبرو است. این مقاله با تبیین مکانیزم های تاثیرگذاری، مرور یافته های تجربی، شناسایی چالش ها و ارائه راهکارهای عملی، به دنبال پر کردن خلا پژوهشی موجود در ادبیات فارسی و جهانی است. در نهایت، پیشنهاد می شود که صنعت مد ایران با سرمایه گذاری در زیرساخت های داده ای، آموزش متخصصان و همکاری با شرکت های فناوری، از این سامانه ها برای جهش به سمت مد هوشمند و بازارمحور بهره ببرد.

نویسندگان

زینب دولتشاه

کارشناس ارشد طراحی پارچه و لباس دانشگاه آزاد واحد نجف آباد دانشکده هنر