بازاندیشی نظریه های شخصیت و ماهیت انسان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RVCONF06_1899
تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404
چکیده مقاله:
طرح مسئله شخصیت به عنوان مفهومی میان رشته ای و اهمیت آن در روان شناسی معاصر شخصیت، به عنوان یکی از کلیدی ترین و در عین حال پیچیده ترین مفاهیم در قلمرو شناخت انسان، همواره در مرکز توجه فلسفه، روان شناسی، علوم اعصاب، جامعه شناسی و حتی ادبیات قرار داشته است. این مفهوم میان رشته ای، پلی است بین ساحت درونی تجربیات ذهنی فرد و نمودهای عینی رفتار او در تعامل با جهان بیرون. در روان شناسی معاصر، مطالعه شخصیت تنها محدود به طبقه بندی تیپ ها یا سنجش صفات نیست؛ بلکه کاوشی است در عمیق ترین لایه های ماهیت انسان، در پی پاسخ به این پرسش بنیادین که «آدمی چیست و چگونه می توان الگوهای پایدار تفکر، هیجان و رفتار او را فهمید و تبیین کرد؟» اهمیت این مطالعه تنها از جنبه نظری نیست؛ فهم دقیق تر سازوکارهای شخصیت، به مداخلات موثرتر در حیطه های سلامت روان، آموزش، تربیت، مدیریت و حتی سیاست گذاری اجتماعی منجر می شود. با این حال، تکثر و گاه تعارض چشمگیر در نظریه های شخصیت، از روان تحلیل گری گرفته تا رویکردهای صفت محور، شناختی-رفتاری و انسان گرایانه، خود نشان دهنده ابعاد بغرنج این مفهوم است. هدف این مقاله، بازاندیشی انتقادی در مبانی نظریه های شخصیت، واکاوی تمایزات معرفت شناختی میان آنها، و تحلیل پرسش های فلسفی زیربنایی درباره ماهیت انسان است که هر نظریه پردازی ناگزیر از موضع گیری در قبال آنهاست. این مسیر پژوهشی، مسیری متفاوت از بررسی فرآیند جامعه پذیری به عنوان عامل بیرونی شکل دهنده شخصیت است و بیشتر بر خود نظریه ها، پیش فرض های آنها و رابطه ذهنیت و عینیت در ساختن نظریه تمرکز دارد.
نویسندگان
مرضیه میر
رشته تربیت بدنی