تحلیل تاثیر درآمد ناکافی بر کیفیت تدریس: مطالعه ای کیفی-کمی بر روی معلمان چندشغله
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_704
تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404
چکیده مقاله:
سابقه و هدف: پدیده چندشغله بودن در میان معلمان به دلایل اقتصادی، به یک چالش ساختاری در نظام های آموزشی تبدیل شده است. این شرایط احتمالا ظرفیت های روانی، زمانی و حرفه ای معلمان را تحت تاثیر قرار داده و در نتیجه، کیفیت فرآیند تدریس و یادگیری را تهدید می کند. هدف این مطالعه، تحلیل ابعاد مختلف تاثیر درآمد ناکافی و تبعات چندشغله بودن بر کیفیت تدریس از منظر خود معلمان و ارائه درکی عمیق از این پدیده پیچیده است.روش: این پژوهش با روش ترکیبی (اکتشافی-متوالی) و در قالب یک مطالعه موردی چندگانه بر روی معلمان دارای شغل دوم در سه مدرسه (دولتی، غیرانتفاعی و هیئت امنایی) در یک منطقه آموزشی انجام شد. در مرحله کیفی، با ۲۴ معلم چندشغله (با حداکثر تنوع از نظر جنسیت، پایه تدریس، نوع شغل دوم و سابقه کار) مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق صورت گرفت. در مرحله کمی، پرسشنامه ای محقق ساخته برگرفته از تم های کیفی، بین ۱۲۰ معلم چندشغله توزیع شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک و داده های کمی با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های همبستگی در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل گردید.یافته ها: تحلیل کیفی منجر به تشکیل یک تم فراگیر با عنوان «فرسایش تدریجی سرمایه حرفه ای: از معلمی تمام وقت به معلمی پاره وقت اجباری» و پنج مضمون سازمان دهنده شد: ۱) فقر زمانی و ذهنی: کاهش شدید زمان آماده سازی، مطالعه و تفکر خلاق؛ ۲) خستگی مزمن و کاهش تاب آوری هیجانی: افزایش تحریک پذیری و کاهش ظرفیت همدلی در کلاس؛ ۳) انفصال شناختی و توقف رشد حرفه ای: ناتوانی در پیگیری دانش روز و نوآوری در تدریس؛ ۴) تحقیر اجتماعی و کاهش انگیزه ذاتی: تضعیف حس غرور و ارزشمندی حرفه معلمی؛ و ۵) استراتژی های انطباقی مخرب: اتکا به روش های قالبی و کم هزینه ی تدریس. داده های کمی نیز همبستگی مثبت معناداری بین ساعات اشتغال در شغل دوم و میزان گزارش خودارزیابی منفی از کیفیت تدریس (r=۰.۶۸, p<۰.۰۱) و همبستگی منفی معناداری بین درآمد نسبی شغل دوم و رضایت از کیفیت تعامل با دانش آموزان (r=-۰.۵۹, p<۰.۰۱) را نشان داد.نتیجه گیری: درآمد ناکافی و اجبار به چندشغله بودن، صرفا یک مشکل معیشتی شخصی نیست، بلکه یک آسیب جدی به کیفیت آموزشی و سرمایه انسانی نظام تربیتی محسوب می شود. این شرایط باعث «خروج پنهان» معلمان از نقش حرفه ای خود می گردد، به طوری که حضور فیزیکی آنان در کلاس، لزوما به معنای حضور شناختی و عاطفی کامل نیست. حل این بحران نیازمند تغییر پارادایم از نگاه هزینه ای به معلم به عنوان «هزینه»، به نگاه سرمایه ای به عنوان «سرمایه گذاری اساسی» است. ارتقای کیفیت آموزش ملی در گرو تامین کرامت و معیشت مناسب معلمان، به گونه ای است که انرژی و وقت آنان به طور کامل در مسیر اصلی حرفه ای شان متمرکز شود.
نویسندگان
عمر نسیمی
کارشناسی ارشد روان شناسی تربیتی
ثریا قادری
کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی
طبیب رسولی
کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی