معلم آینده نگر و دانش آموز چندمهارتی؛ الزامات تربیت در قرن بیست ویکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_8862
تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404
چکیده مقاله:
جهان معاصر، که با ویژگی هایی چون سرعت بالای تغییرات فناورانه، جهانی شدن، پیچیدگی روزافزون مسائل اجتماعی و اقتصادی و ظهور اقتصاد دانش بنیان مشخص می شود، نظام های آموزشی سنتی را با چالش های بنیادینی مواجه ساخته است. در این پارادایم نوین، تمرکز از انتقال صرف دانش به سوی پرورش شایستگی ها و مهارت های لازم برای موفقیت در زندگی و کار آینده معطوف شده است. این مقاله پژوهشی با هدف تحلیل رابطه متقابل میان «معلم آینده نگر» و «دانش آموز چندمهارتی» و استخراج الزامات تربیت در قرن بیست ویکم تدوین شده است. رویکرد غالب در ادبیات علمی آموزش وپرورش نشان می دهد که مدل های تدریس معلم محور و محتوا-محور پاسخگوی نیازهای این عصر نیستند؛ عصر حاضر نیازمند تحولی پارادایمی است که در آن، معلم از یک انتقال دهنده اطلاعات به تسهیل گر، راهنما، طراح تجربه و پرورش دهنده مهارت های بنیادین تبدیل شود. این تحول در مفهوم «معلم آینده نگر» تبلور می یابد؛ معلمی که نه تنها با ابزارهای جدید آشناست، بلکه توانایی پیش بینی روندهای آتی، طراحی مسیرهای یادگیری شخصی سازی شده و ایجاد محیط هایی برای یادگیری مادام العمر را داراست.در سوی دیگر، دانش آموز مطلوب قرن بیست ویکم، دانش آموزی است که صرفا باسواد نباشد، بلکه «چندمهارتی» باشد؛ یعنی مجهز به مجموعه هم افزایی از مهارت های شناختی (مانند تفکر انتقادی و حل مسئله پیچیده)، مهارت های فراشناختی (خودتنظیمی و انعطاف پذیری)، مهارت های اجتماعی و عاطفی (همکاری، ارتباط موثر و شهروندی جهانی) و مهارت های فناورانه. ادبیات تحقیق نشان می دهد که پیوند میان این دو مولفه حیاتی است؛ زیرا تحقق مهارت های چندگانه در دانش آموزان مستلزم بازطراحی ساختار برنامه درسی، تغییر شیوه های ارزشیابی از کمی به کیفی و عملکردی، و تجهیز مدارس به محیط های یادگیری منعطف و مشارکتی است. نقش فناوری، به ویژه هوش مصنوعی و پلتفرم های یادگیری سازگار، در تسهیل این فرآیند غیرقابل انکار است، اما موفقیت نهایی به توانایی معلم در ادغام هدفمند این ابزارها در فرآیندهای تربیتی بستگی دارد. این مقاله با تکیه بر چارچوب های نظری آموزش مبتنی بر شایستگی (Competency-Based Education) و نظریه های یادگیری فعال، به بررسی این الزامات می پردازد و با تمرکز بر چالش های اجرایی در نظام آموزشی ایران، راهکارهایی برای گذار موفقیت آمیز به این مدل نوین ارائه می دهد. نتیجه این پژوهش تاکید بر ضرورت سرمایه گذاری بر توانمندسازی حرفه ای مستمر معلمان در راستای پرورش نسلی است که بتواند با عدم قطعیت های آینده مقابله کرده و به عاملیت فعال در جامعه جهانی دست یابد.
کلیدواژه ها:
معلم آینده نگر ، دانش آموز چندمهارتی ، مهارت های قرن بیست ویکم ، تربیت مبتنی بر شایستگی ، تحول آموزشی ، زیست بوم یادگیری نوین
نویسندگان
پروین صفری دهدزی
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
مریم خالدی
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
سید محمد آلبوشوکه
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش
عین اله زنگنه
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش