درس پژوهی معلم محور و بهبود یادگیری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_8853
تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404
چکیده مقاله:
درس پژوهی (Lesson Study) به عنوان یک رویکرد کیفی و توسعه حرفه ای پایدار، ریشه در سنت های آموزشی ژاپن دارد و بر بهبود مستمر کیفیت تدریس و یادگیری از طریق مطالعه و بازاندیشی جمعی بر یک "درس نمونه" تاکید می کند. در سال های اخیر، این رویکرد با رویکردهای "معلم محور" تلفیق شده تا تمرکز اصلی بر عاملیت و تخصص معلم در فرآیند تغییر و بهبود آموزشی قرار گیرد. این مقاله علمی-پژوهشی به بررسی عمیق ماهیت، مبانی نظری، کارکردها و چالش های اجرای درس پژوهی معلم محور با هدف نهایی بهبود فرایندها و نتایج یادگیری دانش آموزان می پردازد. مسئله اصلی که این پژوهش مد نظر قرار می دهد این است که چگونه می توان با بهره گیری از سازوکار منظم و مشارکتی درس پژوهی، شکاف موجود میان دانش نظری و عمل تدریس روزمره معلمان را پر کرده و اثربخشی آموزش را به طور ملموس افزایش داد؟درس پژوهی معلم محور، صرفا یک فعالیت حرفه ای در چارچوب توسعه حرفه ای مستمر (CPD) نیست، بلکه یک پارادایم فکری است که معلم را از مصرف کننده صرف برنامه های آموزشی به طراح، پژوهشگر و تحلیلگر فعال صحنه یادگیری ارتقا می دهد. این رویکرد، به طور ذاتی، به چالش های اساسی آموزش مدرن پاسخ می دهد؛ از جمله عدم انعطاف پذیری برنامه های درسی عمومی، فاصله میان نظریه های یادگیری و کاربرد عملی آن ها، و ضرورت پاسخگویی به تنوع نیازهای یادگیری در کلاس های درس. رویکرد معلم محور در درس پژوهی، بر این اصل استوار است که بهترین اصلاحات آموزشی از درون مدرسه و توسط خود معلمان، با تمرکز دقیق بر تعاملات لحظه ای در کلاس، شکل می گیرد.تحلیل نشان می دهد که هسته مرکزی درس پژوهی، مشاهده عینی و جمع آوری داده های کیفی مرتبط با نحوه یادگیری دانش آموزان در حین اجرای درس طراحی شده است. این مشاهده، برخلاف رویکردهای سنتی نظارتی، عاری از قضاوت ارزشی و با هدف شناسایی دقیق "نقطه درد" یا "لحظه یادگیری کلیدی" صورت می گیرد. تمرکز بر این مشاهدات عینی و داده محور، امکان بازبینی های دقیق و اصلاحات هدفمند را فراهم می آورد؛ اصلاحاتی که مستقیما بر کیفیت تعاملات کلاسی و درک مفاهیم توسط دانش آموزان تاثیر می گذارند. با این حال، پیاده سازی موفق این مدل با چالش هایی جدی همراه است؛ از جمله محدودیت زمانی، فقدان فرهنگ مشارکتی در برخی محیط های مدرسه، و نیاز به حمایت ساختاری کافی از سوی مدیریت مدرسه و نظام آموزشی. این مقاله تلاش می کند تا با تبیین دقیق این مکانیسم ها، مسیرهایی روشن برای نهادینه سازی درس پژوهی به عنوان نیروی محرکه اصلی بهبود یادگیری در مدارس ایران ترسیم نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب خواجه
آموزگار آموزش و پرورش شهرستان رامشیر، دبستان تلاشگران