مدرسه به عنوان کانون یادگیری اجتماعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_8792

تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404

چکیده مقاله:

یادگیری اجتماعی، فرآیندی پیچیده است که در آن افراد از طریق مشاهده، تعامل، تقلید، و دریافت بازخورد از محیط پیرامون خود، دانش، نگرش ها، ارزش ها و مهارت های لازم برای ایفای نقش های اجتماعی و انطباق با جامعه را کسب می کنند. در این میان، مدرسه نقشی محوری و بی بدیل ایفا می کند؛ زیرا نخستین نهاد رسمی و سازمان یافته ای است که دانش آموزان فراتر از خانواده، در آن با ساختارهای پیچیده اجتماعی، قواعد هنجاری، و تنوع انسانی مواجه می شوند. این مقاله با رویکردی تحلیلی و علمی–پژوهشی، بر کارکرد مدرسه به عنوان کانون یادگیری اجتماعی تمرکز دارد و تلاش می کند تا سازوکارهای موثر و چالش های پیش روی این نقش را بررسی کند. مدرسه، در معنای بنیادین خود، یک "جامعه کوچک" (Microcosm) است که در آن تعاملات روزمره، مبنای شکل گیری مهارت های شهروندی، توانایی حل مسئله مشترک، و درک متقابل را فراهم می آورد. نظریه پردازانی چون ویگوتسکی بر اهمیت تعامل اجتماعی در توسعه شناختی تاکید کرده اند و بندورا نیز با نظریه یادگیری مشاهده ای، اهمیت محیط اجتماعی در شکل دهی رفتار را تبیین نموده است. در بافت نظام آموزشی معاصر، که هدف آن صرفا انتقال محتوای علمی نیست، بلکه پرورش شهروندانی مسئولیت پذیر، همدل و مشارکت جو است، مدرسه باید فعالانه فرصت هایی برای یادگیری اجتماعی فراهم آورد. این امر مستلزم بازنگری در طراحی برنامه درسی، نقش معلم به عنوان تسهیل گر و مدل رفتاری، و ایجاد ساختارهای آموزشی مشارکتی است. برنامه درسی پنهان (Hidden Curriculum) مدرسه، شامل ارزش ها و هنجارهایی است که ناخواسته و از طریق ساختار سازمانی و روابط قدرت منتقل می شوند و تاثیر عمیقی بر شکل گیری هویت جمعی و درونی سازی اصول اجتماعی دانش آموزان دارد. فعالیت های گروهی و پروژه های مشارکتی، به دلیل فراهم آوردن تجربه مستقیم همکاری و مذاکره، موتورهای اصلی این یادگیری محسوب می شوند. همچنین، کیفیت پیوند میان مدرسه، خانواده و جامعه، میزان اثربخشی مدرسه درونی سازی هنجارهای اجتماعی و پرورش شهروندان موثر را تعیین می کند. چالش اصلی در این میان، غلبه بر رویکردهای صرفا معلم محور، توجه ناکافی به یادگیری های ناخودآگاه اجتماعی، و عدم هماهنگی بین پیام های رسمی و پیام های پنهان مدرسه است. در نهایت، این مقاله نتیجه می گیرد که مدرسه، در صورت بهره گیری استراتژیک از ظرفیت های تعاملی خود، می تواند مهم ترین سنگ بنای تربیت اجتماعی و شهروندی در جامعه باشد و دلالت های آموزشی این یافته ها نیازمند تدوین سیاست هایی برای تقویت تعامل، مشارکت فعال و توجه به ابعاد غیررسمی آموزش است.

نویسندگان

قسمه چعب

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

مژگان زرین

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

خدیجه خنیفر

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش

فاطمه فاضلی

فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش