وقتی گوشی زنگ می زند و تمرکز خاموش می شود؛ روایت روان شناختی حواس پرتی در نوجوانان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_8743
تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404
چکیده مقاله:
عصر حاضر، عصر سیطره فناوری های دیجیتال و ارتباطی است که عمیقا ساختار زندگی روزمره، تعاملات اجتماعی و فرآیندهای شناختی انسان را دگرگون ساخته است. در این میان، نوجوانان به عنوان نسلی که در آستانه شکل گیری هویت و توانمندی های عقلانی هستند، بیش از دیگران در معرض تاثیرات این دگرگونی قرار دارند. گوشی هوشمند، به مثابه دروازه ای همیشه باز به دنیایی از محرک های بی پایان، نه تنها یک ابزار ارتباطی، که به بخشی جدایی ناپذیر از زیست جهان نوجوان تبدیل شده است. این مقاله با رویکردی روان شناختی–تربیتی، به تحلیل پدیده «حواس پرتی دیجیتال» و پیامدهای آن بر تمرکز و یادگیری نوجوانان می پردازد. تمرکز اصلی بر این پارادوکس مدرن است: ابزاری که قرار بود دسترسی به اطلاعات را تسهیل و ارتباط را افزایش دهد، چگونه به عاملی برای تضعیف توجه پایدار، اختلال در یادگیری عمیق و ایجاد بی قراری شناختی بدل شده است؟بررسی سازوکارهای شناختی توجه نشان می دهد که مغز انسان برای پردازش اطلاعات، نیازمند تمرکز انتخابی و جلوگیری از محرک های نامربوط است. سیستم های هشدار گوشی های هوشمند (از قبیل نوتیفیکیشن ها، ویبره و زنگ) به طور مداوم این سیستم دفاعی شناختی را مورد حمله قرار می دهند و با فعال سازی شبکه ای از حواس پرتی، گذار از «توجه پایدار» به «توجه گسسته» را تسهیل می کنند. این گسستگی، تنها مختل کننده تکالیف تحصیلی نیست؛ بلکه بر سیستم عصبی تاثیر گذاشته و با افزایش سطح کورتیزول، حالتی از استرس پایدار و چندوظیفگی ای ناکارآمد را ایجاد می کند که از آن به «بار شناختی» تعبیر می شود. از منظر یادگیری، این شرایط مانع از شکل گیری حافظه بلندمدت و دستیابی به سطوح عالی تفکر مانند تحلیل، ترکیب و ارزیابی می گردد.علاوه بر پیامدهای شناختی، این مقاله به تحلیل تاثیرات هیجانی–رفتاری حواس پرتی دیجیتال می پردازد. احساس مداوم نیاز به بررسی گوشی (فومو)، کاهش تحمل در برابر خستگی و کسالت، اختلال در تنظیم هیجان و در مواردی، ایجاد علائم شبه اضطرابی از جمله این پیامدها هستند. در پایان، مقاله با نگاهی راهبردی، نقش محوری مدرسه و خانواده را در «بازسازی تمرکز» مورد بررسی قرار می دهد. راهبردهای پیشنهادی، فراتر از ممنوعیت ساده، بر آموزش سواد دیجیتال، تقویت مهارت های فراشناختی، طراحی محیط های یادگیری کم محرک و ایجاد «قراردادهای تربیتی» مشترک بین خانه و مدرسه تاکید دارند. هدف نهایی، توانمندسازی نوجوان برای کسب مهارت مدیریت توجه در دنیایی است که به طور فزاینده ای در تلاش برای جلب آن است.
کلیدواژه ها:
حواس پرتی دیجیتال ، توجه پایدار ، نوجوان و گوشی هوشمند ، روان شناسی تربیتی ، یادگیری عمیق ، بار شناختی ، تنظیم هیجان ، سواد رسانه ای ، محیط های یادگیری ، مهارت های فراشناخت.
نویسندگان