یادگیری مادام العمر و دگردیسی ساختارهای آموزشی در نظام آموزش و پرورش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_1887
تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در جهان پرشتاب و متغیر کنونی، یادگیری دیگر به یک بازه زمانی خاص محدود نمی شود و ضرورت گذار از آموزش های مقطعی به سمت یادگیری مادام العمر، دگردیسی بنیادینی را در ساختارهای سنتی نظام آموزش و پرورش اجتاج ناپذیر کرده است؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف واکاوی ابعاد این تحول ساختاری و تحلیل الزامات تحقق یادگیری مستمر به روش تحلیلی-توصیفی تدوین شده است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که دگردیسی ساختارهای آموزشی مستلزم عبور از مدل های «کارخانه ای» و «متمرکز» به سمت الگوهای «ارگانیک» و «شبکه ای» است که در آن ها یادگیری نه به عنوان یک مقصد، بلکه به عنوان یک زیست بوم بی پایان تعریف می شود. تحلیل های صورت گرفته حاکی از آن است که فناوری های نوین با منعطف سازی مرزهای میان آموزش رسمی، غیررسمی و آزاد، نقشی کاتالیزوری در این دگردیسی ایفا می کنند و به نظام های آموزشی اجازه می دهند تا از رویکردهای توده وار فاصله گرفته و به سمت شخصی سازی یادگیری بر اساس نیازهای متغیر بازار کار و علایق فردی حرکت کنند. در این پارادایم نوین، ساختار مدرسه از یک محیط فیزیکی بسته به یک «قطب یادگیری» تغییر ماهیت می دهد که وظیفه اصلی آن، نه انتقال صرف اطلاعات، بلکه آموزش «مهارت یادگیری» و تقویت اشتیاق به دانستن در طول عمر است. نتایج پژوهش تبیین می کند که تحقق یادگیری مادام العمر در نظام آموزش و پرورش نیازمند بازنگری در مدل های ارزشیابی، اعتباربخشی به یادگیری های تجربی و ایجاد زیرساخت های حقوقی برای به رسمیت شناختن گواهی نامه های خرد و مهارت محور است. در واقع، دگردیسی ساختاری به معنای ایجاد پیوندی اندام وار میان مدرسه، صنعت و جامعه است تا فرآیند یادگیری به بخشی جدایی ناپذیر از هویت اجتماعی و حرفه ای افراد تبدیل شود. علاوه بر این، نقش معلمان در این ساختار در حال گذار، از مدرس به راهبران رشد حرفه ای تغییر می یابد که وظیفه دارند تفکر انتقادی و خودراهبری را در یادگیرندگان نهادینه سازند. در نهایت، نتیجه گیری می شود که برای همگامی با عصر دانش، نظام های آموزشی باید با اتخاذ رویکردی سیستمی، ساختارهای خود را به گونه ای بازمهندسی کنند که انعطاف پذیری، خودراهبری و پویایی به عنوان اصول حاکم بر تمامی لایه های تربیتی نهادینه شده و بستری برای شکوفایی مستمر استعدادهای انسانی در تمامی مراحل زندگی فراهم گردد تا یادگیری به بخشی همیشگی از سبک زندگی نوین تبدیل شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدیه دریجانی
کارشناسی راهنمایی و مشاوره
کبری دریجانی
کارشناسی دبیری زیست شناسی