تبیین یک الگوی رشدی یکپارچه برای گذار از «معلمی» به «معلم اصیل»

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 61

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PSHR-2-9_178

تاریخ نمایه سازی: 28 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر غلبه رویکردهای فنی و استانداردسازی شده به آموزش، هویت حرفه ای معلم در معرض تهدید و بیگانگی قرار گرفته است. این مقاله مروری-یکپارچه، با هدف مقابله با این رویکرد تقلیل گرایانه، به دنبال ارائه یک الگوی جامع برای توسعه حرفه ای معلمان است که «اصالت» را در کانون خود قرار می دهد. مسئله اصلی پژوهش، گسستگی میان مفاهیمی چون بازاندیشی، خودشناسی و دانش آموزشناسی در برنامه های تربیت معلم است. این پژوهش با روش مرور یکپارچه و تحلیل کیفی منابع نظری، استدلال می کند که مسیر تبدیل شدن به یک «معلم اصیل»، یک فرآیند خطی نیست، بلکه یک سفر رشدی و دورانی است. در همین راستا، «الگوی مارپیچ اصالت» به عنوان چارچوب مفهومی این پژوهش معرفی می شود. این الگو شامل چهار مرحله به هم پیوسته و تکرارشونده است: ۱) کنشگری در میدان عمل (تجربه زیسته تدریس)، ۲) بازاندیشی نظام مند (واکاوی چرایی و چگونگی کنش)، ۳) تعمیق خودشناسی (کشف باورها و ارزش های راهبر عمل) و ۴) بازسازی رابطه اصیل (کنشگری آگاهانه مبتنی بر خودشناسی و دانش آموزشناسی عمیق). هر چرخه از این مارپیچ، معلم را به سطح بالاتری از آگاهی، کارآمدی و congruency (همخوانی درون و بیرون) ارتقا می دهد. یافته ها نشان می دهد که اصالت یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه ظرفیتی است که از طریق یک فرآیند مستمر تامل، خودکاوی و ارتباط انسانی پرورش می یابد. این الگو می تواند مبنایی برای بازطراحی برنامه های درسی تربیت معلم و نظام های توسعه حرفه ای قرار گیرد.

نویسندگان

فاضل سوارکار جوکندان

کارشناسی شیمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران

رامین پورنعمتی

کارشناسی ارشد مکانیک طراحی کاربردی دانشگاه آزاد بندر انزلی

راحله پورنعمتی

کارشناسی ارشد ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

معصومه قنبری نومندانی

کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تالش