طراحی و اجرای برنامه های توسعه حرفه ای معلمان با رویکرد مشاهده و بازاندیشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 57

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_4628

تاریخ نمایه سازی: 27 بهمن 1404

چکیده مقاله:

هدف: این پژوهش با هدف طراحی، اجرا و ارزیابی اثربخشی یک مدل توسعه حرفه ای معلمان با تاکید بر رویکرد مشاهده سیستماتیک (Observation) و بازاندیشی فعال (Reflection) بر عملکرد کلاسی و بهبود مستمر دانش و مهارت های تدریس انجام شد. رویکرد سنتی آموزش های ضمن خدمت غالبا فاقد پیوستگی و ارتباط مستقیم با نیازهای واقعی محیط تدریس است؛ لذا مدل پیشنهادی، بر تقویت خودتنظیمی حرفه ای و یادگیری مبتنی بر شواهد عملکردی تمرکز دارد.روش شناسی: این مطالعه از نظر پارادایم، کیفی-توصیفی و از نظر روش، از نوع پژوهش عملیاتی (Action Research) با رویکرد توسعه مدل (Model Development) بهره برد. جامعه آماری شامل گروهی از معلمان منتخب دوره های متوسطه بود. فازهای اجرا شامل: ۱) طراحی چارچوب مشاهده مبتنی بر شایستگی های حرفه ای، ۲) اجرای جلسات مشاهده متقابل همکاران (Peer Observation)، ۳) اجرای پروتکل های هدایت شده بازاندیشی (مانند چرخه شنل و شولمن)، و ۴) ارزیابی تاثیر مدل بر خودکارآمدی حرفه ای و نگرش معلمان نسبت به توسعه. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، تحلیل گزارش های بازاندیشی و پرسشنامه های پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج نشان داد که اجرای برنامه های توسعه حرفه ای مبتنی بر مشاهده و بازاندیشی، به طور معناداری منجر به افزایش آگاهی معلمان از نقاط قوت و ضعف عملکردی خود شد. بازاندیشی ساختارمند، زمینه را برای تبدیل تجربه به دانش عملی (Know-how) فراهم آورد و تعهد به اصلاح شیوه های تدریس را تقویت کرد. مدل پیشنهادی، انعطاف پذیری بیشتری نسبت به آموزش های عمومی داشت و امکان شخصی سازی مسیر توسعه حرفه ای هر معلم را فراهم نمود. به طور خاص، معلمان گزارش دادند که توانایی آن ها در مدیریت کلاس و به کارگیری راهبردهای تدریس فعال افزایش یافته است.نتیجه گیری: رویکرد مشاهده و بازاندیشی به عنوان یک پارادایم قدرتمند در توسعه حرفه ای معلمان عمل می کند و می تواند جایگزین مدل های دستوری و مبتنی بر انتقال صرف دانش شود. اجرای موفق این مدل نیازمند ایجاد فرهنگ سازمانی حامی، کاهش حس تهدید ناشی از مشاهده و آموزش مهارت های دقیق بازاندیشی است.

نویسندگان

اکبر دانشیارپور

آموزش و پرورش مارگون