تاثیر تصمیم گیری مشارکتی مدیر با همکاران بر موفقیت طرح های مدرسه ای

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 81

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERPS01_3427

تاریخ نمایه سازی: 27 بهمن 1404

چکیده مقاله:

مدیریت مشارکتی به عنوان یکی از رویکردهای نوین در رهبری آموزشی، نقش مهمی در بهبود عملکرد مدارس و افزایش اثربخشی طرح های مدرسه ای ایفا می کند. در سال های اخیر، پیچیدگی مسائل آموزشی، تنوع نیازهای دانش آموزان و محدودیت منابع انسانی و مالی، ضرورت استفاده از ظرفیت های فکری و تجربی همکاران فرهنگی را بیش از پیش برجسته ساخته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تصمیم گیری مشارکتی مدیر با همکاران فرهنگی بر میزان موفقیت طرح های مدرسه ای در یکی از مدارس پسرانه شهرستان زیراب با جمعیتی حدود ۱۵۰ دانش آموز است. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه دبیران، معاونان و کارکنان آموزشی مدرسه بوده و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. ابزار پژوهش ابعاد مختلف تصمیم گیری مشارکتی از جمله میزان مشورت مدیر با معلمان، دخالت دادن آنان در برنامه ریزی طرح ها، شفافیت در فرایند تصمیم گیری و میزان اعتماد متقابل را مورد سنجش قرار داده است. همچنین موفقیت طرح های مدرسه ای در قالب شاخص هایی نظیر تحقق اهداف آموزشی، افزایش مشارکت دانش آموزان، رضایت شغلی معلمان، بهبود نظم آموزشی و کیفیت اجرای برنامه ها ارزیابی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میان سطح مشارکت همکاران فرهنگی در تصمیم گیری های مدیریتی و میزان موفقیت طرح های مدرسه ای رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. مدارسی که مدیران آن ها از سبک مشارکتی بهره می برند، از انسجام سازمانی بالاتر، انگیزش شغلی بیشتر معلمان و اجرای دقیق تر برنامه ها برخوردارند. مشارکت دادن همکاران در مراحل طراحی، اجرا و ارزیابی طرح ها سبب شده است احساس تعلق سازمانی افزایش یافته و مقاومت احتمالی در برابر تغییرات کاهش یابد. افزون بر این، نتایج مصاحبه ها حاکی از آن است که معلمان در صورت سهیم بودن در تصمیم گیری ها، مسئولیت پذیری بیشتری نسبت به نتایج طرح ها از خود نشان می دهند و تلاش مضاعفی برای تحقق اهداف مدرسه به کار می گیرند. از سوی دیگر، محدودیت هایی همچون کمبود زمان برای برگزاری جلسات هم اندیشی، فشارهای اداری و نگرش سنتی برخی مدیران به مقوله مدیریت، به عنوان موانع تحقق کامل تصمیم گیری مشارکتی شناسایی شد. با این حال، اکثر همکاران فرهنگی بر این باور بودند که ایجاد سازوکارهای رسمی مشارکت نظیر شوراهای آموزشی فعال، کارگروه های تخصصی و نظام پیشنهادها می تواند به ارتقای کیفیت طرح های مدرسه ای کمک شایانی کند. در مجموع، نتایج این پژوهش بر اهمیت گذار از مدیریت متمرکز به مدیریت مشارکتی در مدارس مناطق کمتر برخوردار همچون شهرستان زیراب تاکید دارد و پیشنهاد می کند مدیران مدارس با فراهم آوردن بستر گفت وگوی حرفه ای، تفویض اختیار منطقی و استفاده از خرد جمعی همکاران فرهنگی، زمینه موفقیت پایدار برنامه های آموزشی و تربیتی را فراهم سازند. این رویکرد می تواند نقش موثری در بهبود کیفیت آموزش و افزایش رضایت شغلی کارکنان آموزشی ایفا کند.

نویسندگان