بهره وری هوش مصنوعی در مدیریت کلاس زیست شناسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_8610
تاریخ نمایه سازی: 27 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی جامع و تحلیلی بهره وری استفاده از فناوری هوش مصنوعی (AI) در فرآیندهای مدیریتی کلاس های درس زیست شناسی می پردازد. با توجه به پیچیدگی روزافزون محتوای زیست شناسی، نیاز به رویکردهای آموزشی نوین و کارآمد، و همچنین حجم بالای وظایف مدیریتی معلمان، ادغام هوش مصنوعی نه تنها یک گزینه، بلکه یک ضرورت استراتژیک در تحول آموزش علوم زیستی محسوب می شود. چکیده حاضر با رویکردی تحلیلی، ابعاد مختلف تاثیر هوش مصنوعی بر سه حوزه کلیدی مدیریت کلاس زیست شناسی شامل مدیریت محتوای آموزشی، ارزیابی و بازخورددهی، و مدیریت رفتاری و شخصی سازی یادگیری را مورد واکاوی قرار می دهد. در حوزه مدیریت محتوا، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی توانایی تولید محتوای آموزشی تطبیق پذیر، شبیه سازی های پیچیده زیستی (مانند تعاملات مولکولی یا اکوسیستم ها) و سازماندهی منابع چندرسانه ای را فراهم می آورند. این قابلیت، بار شناختی معلمان در طراحی درس های جذاب و مرتبط را به شدت کاهش می دهد و امکان تمرکز بیشتر بر تسهیل یادگیری عمیق را فراهم می سازد. از منظر تحلیلی، چالش اصلی در این حوزه، تضمین صحت علمی و به روز بودن مداوم مدل های زبانی بزرگ (LLMs) مورد استفاده در تولید محتوا است، امری که نیازمند نظارت مستمر انسانی و اعتبارسنجی دقیق توسط متخصصان حوزه زیست شناسی است. در بخش ارزیابی و بازخورددهی، بهره وری هوش مصنوعی به واسطه اتوماسیون نمره دهی به سوالات چندگزینه ای، تشریحی کوتاه و حتی تحلیل گزارش های آزمایشگاهی ابتدایی، آشکار می شود. الگوریتم های یادگیری ماشینی می توانند الگوهای خطای رایج دانش آموزان را شناسایی کرده و بازخوردهای فوری و هدفمند ارائه دهند که این امر سرعت یادگیری را به طور چشمگیری افزایش می دهد. تحلیل نشان می دهد که مزیت اصلی در اینجا، نه فقط صرفه جویی در زمان، بلکه کیفیت بازخورد است؛ بازخوردهایی که به جای کلی گویی، بر اساس داده های عملکردی دقیق ارائه می شوند. با این حال، محدودیت های اخلاقی و فنی پیرامون حفظ حریم خصوصی داده های دانش آموزان و همچنین توانایی هوش مصنوعی در ارزیابی خلاقیت و تفکر انتقادی سطح بالا همچنان نیازمند بحث جدی است. در بعد سوم، مدیریت رفتاری و شخصی سازی یادگیری، هوش مصنوعی به عنوان موتور محرک یادگیری تطبیقی عمل می کند. سیستم های هوشمند می توانند مسیرهای یادگیری منحصر به فردی را برای هر دانش آموز بر اساس سرعت یادگیری، پیش زمینه علمی و سبک شناختی وی تنظیم نمایند. در کلاس زیست شناسی، این امر می تواند شامل پیشنهاد منابع تکمیلی برای درک مفاهیم دشوار (مانند وراثت یا متابولیسم) یا ارائه چالش های پیشرفته برای دانش آموزان مستعد باشد. این رویکرد شخصی سازی، کارایی یادگیری را افزایش داده و شکاف های یادگیری را کاهش می دهد. از منظر تحلیلی، پیاده سازی موفق این سیستم ها وابستگی بالایی به کیفیت داده های ورودی و طراحی دقیق الگوریتم های تطبیق دارد. سوگیری های احتمالی در داده ها می توانند منجر به تقویت نابرابری های آموزشی شوند. بنابراین، بهره وری هوش مصنوعی در مدیریت کلاس زیست شناسی تابعی از ادغام استراتژیک، نظارت اخلاقی مستمر و آموزش معلمان برای ایفای نقش تسهیل گر دانش و ناظر بر فرآیندهای خودکار است. این پژوهش نتیجه می گیرد که هوش مصنوعی به ابزاری قدرتمند برای بهینه سازی جنبه های روتین و داده محور آموزش زیست شناسی تبدیل شده است، اما موفقیت نهایی آن در گرو حفظ جایگاه محوری تعامل انسانی و قضاوت تخصصی معلم باقی خواهد ماند، به گونه ای که بهره وری صرفا به معنای افزایش سرعت نباشد، بلکه به معنای تعمیق یادگیری و ارتقاء کیفیت تجربه آموزشی باشد. تحلیل نهایی نشان می دهد که پذیرش این فناوری نیازمند بازنگری در طراحی برنامه درسی و تعریف مجدد نقش معلم از منتقل کننده اطلاعات به طراح تجربیات یادگیری پیچیده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نسرین صادقی
ارشد زیست شناسی