نقش هوش مصنوعی در تحول روش های تدریس و یادگیری دانش آموزان در مدارس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_15295
تاریخ نمایه سازی: 26 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی عمیق نقش تحول آفرین هوش مصنوعی (AI) در فرآیندهای تدریس و یادگیری دانش آموزان در محیط های مدرسه ای می پردازد. عصر حاضر با ظهور فناوری های پیشرفته، به ویژه هوش مصنوعی، مرزهای سنتی آموزش را به چالش کشیده و فرصت های بی نظیری برای شخصی سازی، افزایش کارایی و دسترسی پذیری فراهم آورده است. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل چگونگی ادغام ابزارهای هوش مصنوعی در سیستم آموزشی برای ارتقاء کیفیت یادگیری، بهبود عملکرد معلمان، و آماده سازی دانش آموزان برای مواجهه با آینده ای مبتنی بر فناوری است. تحول یادگیری در پرتو هوش مصنوعی فراتر از صرف استفاده از ابزارهای دیجیتال است؛ این تحول ریشه در توانایی هوش مصنوعی برای تحلیل داده های گسترده یادگیری (Learning Analytics)، ارائه بازخورد فوری و سفارشی، و ایجاد محیط های آموزشی تطبیق پذیر دارد. سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی می توانند الگوهای یادگیری منحصربه فرد هر دانش آموز را شناسایی کرده و محتوا، سرعت و روش ارائه مطالب را به گونه ای تنظیم نمایند که حداکثر بهره وری حاصل شود. این رویکرد شخصی سازی شده، یکی از مهم ترین مزایای هوش مصنوعی در آموزش است، زیرا شکاف های یادگیری را پیش از تبدیل شدن به موانع اساسی پر می کند. در بخش تدریس، هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند برای کاهش بار کارهای تکراری معلمان، مانند تصحیح اوراق امتحانی، زمان بندی، و مدیریت منابع آموزشی، فراهم می آورد. این آزادسازی زمانی به معلمان اجازه می دهد تا تمرکز بیشتری بر تعاملات کیفی با دانش آموزان، طراحی فعالیت های خلاقانه، و توسعه مهارت های فراشناختی آن ها داشته باشند. هوش مصنوعی همچنین می تواند به عنوان دستیار تدریس عمل کرده و الگوهای ناکارآمد آموزشی را شناسایی و پیشنهادهایی برای بهبود روش های انتقال مفاهیم ارائه دهد. با این حال، پذیرش گسترده هوش مصنوعی در مدارس با چالش های متعددی همراه است. این چالش ها شامل ملاحظات اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی داده ها، سوگیری های احتمالی الگوریتم ها که می تواند نابرابری های موجود را تشدید کند، و نیاز مبرم به آموزش معلمان برای بهره برداری موثر از این فناوری ها می شود. آموزش سنتی اغلب فاقد زیرساخت های لازم، هم از نظر سخت افزاری و هم از نظر دانش تخصصی، برای پیاده سازی موفقیت آمیز راهکارهای هوش مصنوعی است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی–توصیفی، به بررسی ابعاد گوناگون این تحول پرداخته و با تکیه بر ادبیات پژوهشی موجود، راهکارهایی برای غلبه بر موانع و بهره برداری حداکثری از پتانسیل های هوش مصنوعی در مدارس ارائه می دهد. تاکید بر توسعه چارچوب های اخلاقی و اطمینان از انصاف در دسترسی و استفاده، از محورهای کلیدی پیشنهادات این تحقیق است. در نهایت، دستیابی به تحولی پایدار در آموزش، مستلزم درک عمیق از تعامل پیچیده میان انسان و ماشین و بازنگری در نقش ها و مسئولیت های کنونی در فرآیند آموزش است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان