بررسی ارتباط کیفیت تعامل معلم و دانش آموز با عملکرد تحصیلی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_8169

تاریخ نمایه سازی: 24 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین ارتباط بنیادین میان کیفیت تعامل معلم و دانش آموز با مولفه های مختلف عملکرد تحصیلی آنان انجام شده است. تعامل در فضای کلاس درس، فراتر از انتقال صرف محتوای آموزشی، به عنوان یک بستر پویا و پیچیده در نظر گرفته می شود که مستقیما بر فرآیندهای شناختی، عاطفی و اجتماعی یادگیرندگان تاثیر می گذارد. کیفیت این تعامل، که ریشه در عواملی چون حساسیت متقابل، حمایت عاطفی، انتظارات مثبت، و وضوح در برقراری ارتباط دارد، به عنوان یک پیش بینی کننده قوی برای موفقیت تحصیلی شناخته شده است (مهرابی و همکاران، ۱۳۹۸). در این راستا، چارچوب های نظری متعددی، از جمله نظریه دلبستگی (Attachment Theory) و نظریه تعامل اجتماعی-تاریخی ویگوتسکی، بر اهمیت روابط ایمن و هدایت شده بین معلم به عنوان راهنمای یادگیری و دانش آموز تاکید دارند. تعامل باکیفیت، محیطی امن فراهم می آورد که در آن دانش آموزان از ریسک پذیری شناختی هراسی ندارند و در نتیجه، فعالانه در حل مسئله و تفکر انتقادی مشارکت می کنند؛ این امر به ویژه در پایه های ابتدایی که شکل گیری نگرش نسبت به یادگیری حیاتی است، اهمیت مضاعفی می یابد. برای مثال، معلمی که به جای سرزنش دانش آموز هنگام اشتباه در حل یک مسئله ریاضی، از روش "داربست بندی" (Scaffolding) استفاده کرده و راهنمایی های مرحله ای ارائه می دهد، نه تنها دانش فنی را منتقل می کند، بلکه حس کفایت تحصیلی (Academic Self-Efficacy) را نیز در او تقویت می نماید (محمدی و رضایی، ۱۳۹۹). تجزیه و تحلیل ادبیات پژوهشی نشان می دهد که ابعاد مختلف این تعامل، شامل تعاملات کلامی (مانند پرسشگری غنی و بازخورد سازنده) و تعاملات غیرکلامی (مانند تماس چشمی و زبان بدن حامی)، به طور مجزا و هم افزا بر پیشرفت تحصیلی در حوزه های مختلف (مهارت های خواندن، نوشتن و ریاضیات) اثرگذارند. برای نمونه، دانش آموزانی که در کلاس هایی با تعاملات مثبت قرار دارند، سطوح پایین تری از اضطراب کلاسی را گزارش می کنند که این امر به نوبه خود، ظرفیت ذخیره و بازیابی اطلاعات و در نتیجه، عملکرد آزمون آن ها را بهبود می بخشد. علاوه بر این، ویژگی های فردی معلم، نظیر همدلی، انعطاف پذیری و دانش تخصصی، میزان موفقیت در ایجاد پیوندهای تعاملی مطلوب را تعیین می کند؛ معلمی که توانایی تشخیص نیازهای عاطفی و شناختی هر دانش آموز را دارد، قادر است رویکرد خود را شخصی سازی نماید و اثرگذاری مثبت تعامل را به حداکثر برساند. در نهایت، این پژوهش بر این نکته تاکید دارد که سرمایه گذاری بر آموزش مهارت های ارتباطی و بین فردی معلمان، به عنوان یک استراتژی اساسی در بهبود نظام آموزشی، می تواند منجر به کاهش شکاف های تحصیلی و ارتقاء کیفیت کلی یادگیری شود و این امر مستلزم بازنگری در طراحی برنامه های درسی ضمن خدمت و ارزشیابی های عملکرد حرفه ای معلمان است.

نویسندگان

محسن سروستانی

لیسانس روانشناسی، ابتدایی

ابراهیم بهزادی

لیسانس مدیریت دولتی ،ابتدایی

هدایت طهماسبی پور

ارشد حقوق ، متوسطه اول

روح الله فرهادی

لیسانس تربیت بدنی ، متوسطه اول