تاثیر نگرش معلمان بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERPS01_3115

تاریخ نمایه سازی: 24 بهمن 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش به بررسی عمیق و چندوجهی تاثیر نگرش معلمان—مجموعه ای پیچیده از باورها، انتظارات، ارزش ها و جهت گیری های شناختی و عاطفی نسبت به تدریس، یادگیری، دانش آموزان و نقش خود—بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان می پردازد. با فراتر رفتن از تحلیل های سطحی که صرفا بر روش ها و محتوای آموزشی متمرکزند، این مقاله استدلال می کند که نگرش معلم، به عنوان یک متغیر زمین های قدرتمند و نافذ، جو روانی-اجتماعی کلاس درس، کیفیت تعاملات آموزشی و در نهایت، انگیزش و کارآمدی دانش آموزان را شکل می دهد. با استفاده از روش تحلیلی-مروری و با تکیه بر چارچوب های نظری روان شناسی اجتماعی، نظریه انتظار-ارزش و مدل خودکارآمدی، یافته ها نشان می دهد که نگرش های معلم در قالب هایی چون نگرش رشد محور در برابر نگرش ثابت نگر نسبت به هوش، انتظارات مثبت یا منفی ادراک شده، جهت گیری انگیزشی (درونی در برابر بیرونی)، و باور به انصاف و شمولیت، از طریق مکانیسم های زیرپوستی اما نیرومندی چون اثر پیگمالیون، ارتباط غیرکلامی، کیفیت بازخورد، و طراحی چالش های شناختی بر عملکرد دانش آموزان تاثیر می گذارد. معلمانی که دارای نگرش های حمایتی، باور به قابلیت رشد دانش آموزان و انتظارات بالا هستند، به صورت ناخودآگاه محیطی غنی کننده ایجاد می کنند که خودپنداره تحصیلی، پشتکار در مواجهه با شکست و درگیری شناختی عمیق دانش آموزان را تقویت می کند. در مقابل، نگرش های منفی، قضاوت آمیز یا مبتنی بر جبرگرایی آموزشی، می توانند به خودانگاره محدودکننده، اجتناب از چالش و افت عملکرد، به ویژه در میان دانش آموزان متعلق به گروه های به حاشیه رانده شده، بینجامد. چالش اصلی در این مسیر، پایدار بودن و اغلب ناخودآگاه بودن این نگرش ها، تاثیرپذیری آن ها از کلیشه های اجتماعی وسیع تر، و مقاومت در برابر تغییر آن ها از طریق آموزش های کوتاه مدت است. راهکارهای ارائه شده بر بازطراحی برنامه های تربیت معلم با تاکید بر بازتاب گری انتقادی نسبت به باورها، ایجاد جوامع حرفه ای برای شواهد محور کردن نگرش ها، استفاده از مداخلات روان شناختی دقیق (مانند بازتنظیم ذهنیت) و ترویف فرهنگ مدرسه مبتنی بر یادگیری از خطا متمرکز است. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که بهبود عملکرد تحصیلی در گرو تحول درونی نظام های باور معلمان است و بدون پرداختن به این لایه زیرین، هرگونه اصلاح روشی، سطحی و ناپایدار خواهد بود.

نویسندگان

شریفه جاوید

* نویسنده اول