هوش مصنوعی به عنوان ابزار نوین آموزش در مدارس ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_14465

تاریخ نمایه سازی: 23 بهمن 1404

چکیده مقاله:

مفهوم هوش مصنوعی (AI) در دهه های اخیر، به مثابه یک پارادایم دگرگون کننده، مرزهای بسیاری از صنایع، از جمله حوزه آموزش و پرورش را مورد بازتعریف قرار داده است. در نظام آموزشی ایران که ساختارهای سنتی و متمرکز بر آموزش مبتنی بر معلم، همچنان غالب است، ورود هوش مصنوعی نه یک انتخاب صرف، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای همگامی با تحولات جهانی و پاسخگویی به نیازهای متغیر دانش آموزان قرن بیست و یکم تلقی می شود. این پژوهش با هدف تحلیل علمی و توصیفی-تحلیلی جایگاه هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین در مدارس ایران انجام شده است. بیان مسئله اصلی این پژوهش، حول ناتوانی نظام آموزشی فعلی در ارائه یادگیری های شخصی سازی شده و پاسخگویی موثر به تفاوت های فردی دانش آموزان می چرخد؛ چالش هایی که با افزایش حجم دانش و پیچیدگی های محیطی، حادتر شده اند. اهداف این پژوهش شامل تبیین پتانسیل های تحول آفرین هوش مصنوعی در حوزه های سنجش، محتواسازی، و تعامل آموزشی، و همچنین شناسایی موانع ساختاری و فرهنگی پیاده سازی آن در بستر مدارس ایرانی است. روش شناسی اتخاذ شده، توصیفی-تحلیلی بوده و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای، اسناد بالادستی و مرور جامع ادبیات علمی صورت پذیرفته است. یافته های کلیدی نظری نشان می دهند که هوش مصنوعی توانایی ارائه سیستم های یادگیری تطبیقی (Adaptive Learning Systems)، سامانه های مدیریت دانش مبتنی بر تحلیل کلان داده های آموزشی، و ابزارهای خودکارسازی ارزیابی را دارد که می تواند بار شناختی معلمان را کاهش و کیفیت بازخورددهی را افزایش دهد. به طور خاص، توانایی هوش مصنوعی در تحلیل الگوهای یادگیری دانش آموزان و ارائه مسیرهای یادگیری اختصاصی، شکاف موجود در آموزش توده ای را پر می کند. با این حال، یافته ها تاکید می کنند که پیاده سازی موفق نیازمند زیرساخت های فنی قوی، توانمندسازی معلمان و تدوین چارچوب های اخلاقی و حقوقی متناسب با فرهنگ بومی است. نتیجه گیری کلی پژوهش حاکی از آن است که هوش مصنوعی یک ابزار کمکی یا مکمل صرف نیست، بلکه عامل اصلی تحول بنیادین در پارادایم آموزشی مدارس ایران خواهد بود؛ تحولی که نیازمند برنامه ریزی مدون، سرمایه گذاری هدفمند و مشارکت کلیه ذینفعان نظام آموزشی است تا آموزش از حالت انتقال صرف اطلاعات به سمت پرورش مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت حرکت کند. پذیرش این فناوری می تواند منجر به شکوفایی ظرفیت های بالقوه آموزشی کشور و کاهش نابرابری های کیفی موجود شود، مشروط بر آنکه الزامات فرهنگی و فنی به درستی مدیریت گردند. این پژوهش، چارچوبی برای فهم عمیق تر تعامل میان فناوری پیشرفته و نظام آموزش وپرورش سنتی ایران فراهم می آورد و مسیرهای عملیاتی برای آینده پژوهش ها و سیاست گذاری ها را ترسیم می کند. در نهایت، تاکید می شود که تمرکز باید از صرفا استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی به سمت بازطراحی فرآیندهای آموزشی با محوریت یادگیرنده و توانمندسازی هوش انسانی معطوف گردد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

حمیده سنگوری زاده

معاون آموزشی

سکینه شیخ

آموزگار

زهره نوری دلاور

کارشناسی طراحی و دوخت