آموزش و پرورش و مهارت آموزی؛ ضرورت های دنیای امروز

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_14460

تاریخ نمایه سازی: 23 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر حاضر که با ویژگی هایی چون انقلاب دیجیتال، اقتصاد دانش بنیان و جهانی شدن شناخته می شود، نقش نظام های آموزشی از صرفا انتقال دانش به سوی پرورش شایستگی ها و مهارت های لازم برای بقا و پیشرفت در بازار کار و جامعه متحول شده است. این تحول پارادایمی، آموزش و پرورش را در تقاطع چالش ها و فرصت های بی سابقه ای قرار داده است، به گونه ای که شکاف عمیق میان محتوای آموزش های رسمی و نیازهای عملی جهان مدرن، ضرورت بازنگری بنیادین در اولویت های آموزشی را آشکار می سازد. هدف این پژوهش، تحلیل ضرورت ادغام عمیق مهارت آموزی در تار و پود نظام آموزش و پرورش همگام با الزامات دنیای امروز است.دنیای امروز، که مبتنی بر نوآوری های مستمر فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و هوش مصنوعی (AI) شکل گرفته است، دیگر نیازمند شهروندانی صرفا حافظه محور نیست؛ بلکه به انسان هایی خلاق، حل کننده مسئله، دارای تفکر انتقادی و منعطف نیاز دارد (OECD, ۲۰۲۱). این نیازمندی ها، مهارت های قرن بیست و یکم (۲۱st Century Skills) را به ستون فقرات هر برنامه آموزشی موثر تبدیل کرده اند. این مهارت ها فراتر از دانش فنی و حرفه ای صرف بوده و شامل شایستگی های شناختی، بین فردی و درون فردی می شوند (Partnership for ۲۱st Century Skills [P۲۱], ۲۰۱۹).یکی از مهم ترین معضلات، تداوم سلطه مدل آموزشی مبتنی بر آموزش نظری و محتوامحور است که اغلب از واقعیت های اقتصادی و اجتماعی فاصله گرفته است. این گسست منجر به پدیده ای شده است که از آن به عنوان «بیکاری تحصیل کرده» یا «عدم انطباق مهارت ها» (Skills Mismatch) یاد می شود (World Bank, ۲۰۲۰). فارغ التحصیلان با مدارک دانشگاهی، فاقد توانایی های عملی و نرم لازم برای ایفای نقش موثر در محیط های کاری پویا هستند. این امر نه تنها سرمایه گذاری های عظیم ملی در حوزه آموزش را به هدر می دهد، بلکه موجب کاهش بهره وری اقتصادی و افزایش نابرابری های اجتماعی می شود.نظام آموزش و پرورش، به مثابه موتور محرک توسعه سرمایه انسانی، باید رویکردی جامع نگر را اتخاذ کند که در آن آموزش های مهارتی، فنی وحرفه ای و کارآفرینی به عنوان مکمل یا حتی جایگزین مسیرهای صرفا آکادمیک، تقویت شوند. این امر نیازمند بازتعریف مفهوم موفقیت تحصیلی است؛ موفقیت دیگر صرفا نمره های عالی در آزمون های پایان ترم نیست، بلکه توانایی به کارگیری دانش در حل مسائل واقعی و خلق ارزش است (Schleicher, ۲۰۱۸).نقش معلم در این تحول اساسی است. معلم دیگر صرفا منتقل کننده اطلاعات نیست، بلکه تسهیل گر، مربی و الگوبردار مهارت هاست. نیاز به توسعه حرفه ای مستمر معلمان، به ویژه در حوزه روش های تدریس فعال (Active Learning) و ادغام فناوری در کلاس درس، امری حیاتی است (Darling-Hammond, ۲۰۱۷). همچنین، مدرسه باید تبدیل به محیطی شود که در آن یادگیری پروژه محور، کارآموزی و همکاری با صنعت به بخشی استاندارد از برنامه درسی تبدیل گردد.عدالت آموزشی در زمینه مهارت آموزی نیز یک ملاحظه محوری است. اطمینان از دسترسی برابر تمامی اقشار جامعه، به ویژه مناطق محروم و گروه های آسیب پذیر، به آموزش های باکیفیت مهارتی، کلید دستیابی به توسعه پایدار و کاهش نابرابری های ساختاری است (UNESCO, ۲۰۲۲). این امر مستلزم سرمایه گذاری هدفمند در زیرساخت های آموزشی مناطق مختلف و طراحی برنامه های درسی انعطاف پذیر است.در سطح سیاست گذاری، اسناد بالادستی ملی و بین المللی (مانند اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد) بر اهمیت یادگیری مادام العمر و انعطاف پذیری نیروی کار تاکید دارند. نظریه های یادگیری ساخت گرایی اجتماعی و نظریه سرمایه انسانی (Becker, ۱۹۶۴) چارچوب های نظری لازم برای توجیه این رویکرد را فراهم می کنند؛ یادگیری زمانی موثر است که در بافت اجتماعی و کاربردی رخ دهد و سرمایه گذاری بر مهارت ها بازدهی اقتصادی قابل توجهی به همراه خواهد داشت.در نهایت، این پژوهش با بررسی انتقادی وضعیت موجود، شناسایی چالش های ساختاری و ارائه راهکارهای عملیاتی مبتنی بر شواهد، به دنبال ارائه مدلی یکپارچه برای تلفیق موثر آموزش های نظری و کاربردی در نظام آموزشی کشور است تا نسل آینده بتواند با اطمینان خاطر و شایستگی لازم، در پیچیدگی های دنیای معاصر نقش آفرینی کند.

نویسندگان

پروین محمدی

مدیر مدرسه

رقیه شهبازی

معاون اجرایی

مریم احمدی هریس

معاون آموزشی