تاثیر محیط فیزیکی و روانی خانواده بر نفقه و حضانت فرزندان در حقوق ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_14227

تاریخ نمایه سازی: 23 بهمن 1404

چکیده مقاله:

بیان مسئله: نظام حقوقی ایران، به ویژه در حوزه حقوق خانواده، همواره بر اصل «مصلحت عالیه طفل» (Best Interest of the Child) در تعیین حقوق و تکالیفی چون نفقه و حضانت تاکید دارد. با این وجود، نحوه تفسیر و اعمال این اصل در مواجهه با عوامل پیچیده ای همچون کیفیت محیط فیزیکی و روانی حاکم بر کانون خانواده، اعم از پیش از طلاق و پس از آن، همواره محل مناقشه بوده است. محیط فیزیکی شامل وضعیت مسکن، دسترسی به امکانات آموزشی و بهداشتی است، در حالی که محیط روانی ناظر بر ثبات عاطفی، سلامت روان والدین و کیفیت تعاملات حمایتی است. فقدان معیارهای روشن و عملی برای ارزیابی این ابعاد در رویه قضایی، منجر به عدم قطعیت در احکام و تضییع حقوق بنیادین طفل می گردد. این پژوهش در صدد است تا با رویکردی تحلیلی-توصیفی، تاثیرات این دو مولفه را بر تصمیمات دادگاه در خصوص نفقه و حضانت تبیین نماید.هدف: هدف اصلی این تحقیق، تبیین مبانی نظری و عملی تاثیرگذاری محیط فیزیکی و روانی خانواده بر تعیین حقوق فرزندان (نفقه و حضانت) در پرتو قوانین موضوعه ایران، فقه امامیه و نظریات روان شناسی معاصر است. همچنین، شناسایی خلاهای قانونی و رویه ای در این زمینه و ارائه راهکارهایی جهت ارتقای معیار سنجش مصلحت طفل مدنظر است.روش پژوهش: روش تحقیق حاضر، توصیفی-تحلیلی است. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای منابع فقهی، حقوقی (قوانین مدنی، حمایت خانواده و آرای وحدت رویه)، متون روان شناسی کودک و مقالات علمی جمع آوری و تحلیل شده اند. تمرکز بر روش تحلیل مفهومی و مقایسه تطبیقی میان مفاهیم حقوقی و یافته های روان شناختی استوار است.یافته ها: یافته ها نشان می دهند که اگرچه قانون مدنی (ماده ۱۱۹۶ به بعد) و قانون حمایت خانواده (مصوب ۱۳۹۱) به طور ضمنی بر اهمیت شرایط نگهداری تاکید دارند، اما تفکیک دقیق میان «نفقه» (که عمدتا جنبه مالی دارد) و «حضانت» (که جنبه تربیتی و نگهداری دارد) در تاثیرگذاری عوامل محیطی ضروری است. محیط روانی قوی، به ویژه ثبات عاطفی و پرهیز از تعارض والدین (Parental Conflict)، عامل محوری در سلامت رشد کودک است و باید در تعیین حق حضانت وزن بیشتری داشته باشد، حتی اگر محیط فیزیکی متعارف باشد. در مقابل، محیط فیزیکی نامناسب (مثلا سکونت در محلی با دسترسی محدود به امکانات ضروری) مستقیما بر میزان نفقه و کیفیت تامین نیازهای کودک اثرگذار است. چالش اصلی، اثبات عینی این عوامل کیفی در محاکم است که نیازمند بهره گیری نظام مند از نظر کارشناسان روان شناسی و مددکاران اجتماعی است.نتیجه گیری: نظام حقوقی ایران فاقد مکانیسم های کارآمد برای وزن دهی به ابعاد کیفی محیط زندگی طفل است. برای تحقق مصلحت طفل، لازم است معیارهای سنجش محیط فیزیکی (مانند استانداردهای بهداشتی و آموزشی) و محیط روانی (مانند کاهش تعارضات) به عنوان مکمل شروط قانونی حضانت و تعیین نفقه، تدوین و در رویه قضایی نهادینه شوند. تاکید فقهی بر حفظ کیان خانواده و رشد معنوی طفل، این رویکرد را تایید می کند و لزوم هماهنگی میان حقوق و علوم انسانی را دوچندان می سازد.

نویسندگان

زهرا صالح

دانشجوی ارشد حقوق خصوصی ،دانشگاه تهران جنوب