اخلاق رنج و خودآگاهی شاعرانه: خوانشی تطبیقی از اصول راه شریفه ی هشتگانه اندیشه ها ی بودایی در غزل های کلیم کاشانی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AZTCONF06_086
تاریخ نمایه سازی: 23 بهمن 1404
چکیده مقاله:
ادبیات فارسی، به ویژه در دوره ی سبک هندی، ظرفیتی گسترده برای بازتاب تجربه های وجودی، رنج انسانی و تاملات درونی دارد؛ تجربه هایی که امکان خوانش تطبیقی آن ها با نظام های فکری شرق آسیا، از جمله اندیشه ی بودایی، فراهم است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تطبیقی اشعار کلیم کاشانی بر پایه ی اصول راه شریفه ی هشتگانه ی بودیسم و بررسی میزان هم خوانی مفهومی این اصول با مضامین بنیادین شعر اوست. مسئله ی اصلی پژوهش آن است که آیا می توان عناصر اصلی راه هشتگانه ی بودایی، شامل دیدگاه درست، نیت درست، گفتار درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، توجه درست و تمرکز درست را به صورت مفهومی و غیرتاریخی در شعر کلیم کاشانی ردیابی کرد. روش تحقیق، کیفی، توصیفی–تحلیلی و تطبیقی است. داده های پژوهش از دیوان اشعار کلیم کاشانی استخراج شده و با بهره گیری از چارچوب نظری راه شریفه ی هشتگانه، به شیوه ی تحلیل مفهومی و معناشناختی بررسی شده اند. در این پژوهش، تطبیق به معنای اثبات تاثیرپذیری تاریخی یا ارتباط مستقیم میان بودیسم و عرفان اسلامی تلقی نشده، بلکه بر هم گرایی معرفتی و اشتراک تجربه ی زیسته ی انسانی تاکید شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اشعار کلیم کاشانی به طور معناداری بازتاب دهنده ی مفاهیمی چون رنج هستی (دوکه)، ناپایداری (آنیتیا)، فروپاشی تکیه گاه های وجودی، سکوت و ناتوانی زبان، سلوک فردی، تمرکز درونی و کوشش آگاهانه اند. تحلیل غزل های منتخب نشان داد که دست کم شش تا هفت اصل از اصول راه شریفه ی هشتگانه، به صورت ضمنی و مفهومی در شعر کلیم حضور دارند. تصاویر پرتکراری چون آتش، اشک، شمع، جنون، ویرانی آشیان و بی قراری، نه صرفا عناصر بلاغی، بلکه ابزارهایی برای بازنمایی فرآیند آگاهی از رنج و حرکت به سوی بیداری درونی اند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که شعر کلیم کاشانی را می توان به مثابه ی متنی میان فرهنگی و فراتاریخی خواند که تجربه ی رنج و آگاهی انسانی را فراتر از مرزهای دینی و جغرافیایی بازتاب می دهد. این پژوهش، با ارائه ی الگویی نوین برای خوانش تطبیقی شعر سبک هندی در پرتو اندیشه های فلسفی شرق آسیا، گامی در جهت گسترش مطالعات میان رشته ای در حوزه ی ادبیات تطبیقی، عرفان و فلسفه ی تطبیقی برمی دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
قادر فرهنگ
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران
ایوب کوشان
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران
حمیدرضا فرضی
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران