ارزیابی عملکرد راهبران آموزشی و تربیتی در کیفیت بخشی به مدارس چندپایه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_7354

تاریخ نمایه سازی: 23 بهمن 1404

چکیده مقاله:

مدارس چندپایه، به عنوان سنگر اصلی آموزش و پرورش در مناطق روستایی، عشایری و کمترتوسعه یافته ایران، همواره یکی از پیچیده ترین و حساس ترین حوزه های نظام آموزشی کشور بوده اند. این مدارس که غالبا با کمبود منابع، نیروی انسانی متخصص و زیرساخت های لازم مواجه اند، نیازمند نوعی رهبری آموزشی و تربیتی اثربخش و راهبردی هستند تا بتوانند شکاف کیفی آموزشی را با مدارس شهری کاهش دهند و عدالت آموزشی را محقق سازند. در این میان، نقش «راهبران آموزشی و تربیتی» – که تعریفی نوظهور از مدیران و سرپرستان آموزشی با وظایف فراتر از صرف مدیریت اداری است – اهمیتی حیاتی پیدا می کند. این مقاله با هدف ارزیابی عملکرد این راهبران در فرایند کیفیت بخشی به مدارس چندپایه، بر ابعاد سه گانه نقش، شایستگی ها و چالش های پیش روی آن ها متمرکز است.عملکرد راهبران در مدارس چندپایه صرفا به نظارت بر امور جاری محدود نمی شود؛ بلکه نیازمند ترکیبی از مهارت های مدیریتی، آموزشی، روان شناختی و جامعه شناختی است. در شرایط چندپایه، راهبر باید بتواند با اجرای دقیق «طرح تدریس ترکیبی»، «تخصیص منابع محدود به شکل بهینه» و «ایجاد تعاملات حمایتی قوی با معلمان منزوی»، محیط یاددهی-یادگیری را متحول سازد. تحلیل نشان می دهد که راهبران موفق، مدیرانی هستند که رویکردی مشارکتی و یادگیرنده اتخاذ کرده و به جای اعمال ساختار از بالا به پایین، به تقویت ظرفیت های درونی مدرسه و معلمان چندپایه می پردازند. شایستگی های کلیدی در این سطح، شامل درک عمیق از روش شناسی آموزش چندپایه، توانایی تسهیل یادگیری حرفه ای گروهی (PLC) میان معلمان با پایه های درسی متفاوت، و مهم تر از همه، مهارت در ایجاد فرهنگ پاسخگویی و انعطاف پذیری در برابر محدودیت هاست.چالش های پیش روی راهبران در این محیط ها بسیار سنگین است. فقدان چارچوب های نظری و عملیاتی مشخص برای ارزیابی عملکرد راهبران در بافت مدارس چندپایه، عدم تناسب آموزش های ضمن خدمت موجود با نیازهای خاص این مدارس (مانند مدیریت کلاس های با فواصل سنی زیاد)، و همچنین موانع بوروکراتیک و تمرکززدایی ناکافی از جمله موانع اصلی هستند. علاوه بر این، راهبران اغلب با کمبود زمان برای بازدیدهای میدانی کیفی و ارائه بازخورد سازنده به دلیل حجم بالای وظایف ستادی منطقه ای مواجه اند. بنابراین، ارزیابی عملکرد باید از معیارهای کمی صرف فاصله گرفته و بر «تاثیرگذاری بر بهبود مستمر آموزشی» و «کاهش نابرابری یادگیری» متمرکز شود. راهبران باید به عنوان «تسهیل گران عدالت آموزشی» عمل کنند؛ به این معنا که اقداماتشان مستقیما به کاهش فاصله دسترسی و کیفیت یادگیری دانش آموزان محروم منجر شود. نتایج این ارزیابی نشان می دهد که سرمایه گذاری بر توانمندسازی تخصصی راهبران چندپایه و فراهم سازی ابزارهای ارزیابی منعطف، پیش نیاز اساسی برای تحقق اهداف سند تحول بنیادین در مناطق محروم است. شکست در این حوزه، منجر به تداوم چرخه محرومیت و از دست رفتن پتانسیل کامل منابع انسانی موجود در نظام تعلیم و تربیت روستایی خواهد شد. این پژوهش تاکید دارد که راهبری موثر چندپایه، خود یک تخصص مجزا در مدیریت آموزشی است که نیازمند به رسمیت شناسی و حمایت ساختاری جدی است.

نویسندگان

طیب امیری سام

راهبرآموزشی و تربیتی ، کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، حوزه ی ابتدایی

بهزاد سبز علی زاده

راهبرآموزشی و تربیتی، کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی

جهانبخش کرد

کارشناسی آموزش ابتدایی،مدیر آموزگار ابتدایی

فاطمه سروستانی

کارشناسی روانشناسی عمومی، آموزگار پایه اول ابتدایی