تحلیل شناختی نقش یادگیری خودتنظیم گر در مدرسه جدید و تاثیر آن بر عمق پردازش مفاهیم علوم در دوره ابتدایی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_3996
تاریخ نمایه سازی: 22 بهمن 1404
چکیده مقاله:
مدرسه جدید بر یادگیری خودراهبر و افزایش نقش فعال یادگیرنده تاکید دارد و «یادگیری خودتنظیم گر» به عنوان یکی از مولفه های محوری آن معرفی می شود. با این حال، شواهد تجربی و تحلیلی نشان می دهد که افزایش خودتنظیمی لزوما به یادگیری عمیق منجر نمی شود، به ویژه در آموزش مفاهیم انتزاعی علوم در دوره ابتدایی. هدف این مقاله، تحلیل شناختی نقش یادگیری خودتنظیم گر در مدرسه جدید و تبیین شرایطی است که تحت آن، خودتنظیمی می تواند عمق پردازش مفاهیم علمی را افزایش دهد یا برعکس، منجر به یادگیری سطحی و ناپایدار شود. چارچوب نظری مقاله بر مدل یادگیری خودتنظیم گر زیمرمن، مدل حافظه فعال بدلی، نظریه بار شناختی و نظریه سطوح پردازش استوار است. تحلیل ها نشان می دهد که خودتنظیمی زمانی به یادگیری عمیق منجر می شود که با هدایت شناختی متناسب با ظرفیت حافظه فعال و کنترل بار شناختی همراه باشد. در غیر این صورت، خودتنظیمی زودهنگام می تواند باعث اضافه بار شناختی و کاهش کیفیت پردازش مفاهیم، به ویژه در موضوعات میکروسکوپی زیست شناسی مانند باکتری ها، شود.
نویسندگان