تحلیل نقش آموزگاران در آموزش مهارت های زندگی با رویکرد روان شناختی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1728

تاریخ نمایه سازی: 22 بهمن 1404

چکیده مقاله:

آموزش مهارت های زندگی یکی از مولفه های اساسی در نظام های آموزشی نوین است که هدف آن پرورش افرادی توانمند، سازگار و مسئولیت پذیر در مواجهه با چالش های فردی و اجتماعی زندگی است. در این میان، آموزگاران نقش بنیادینی در انتقال، نهادینه سازی و تقویت این مهارت ها دارند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و روان شناختی به بررسی نقش آموزگاران در آموزش مهارت های زندگی می پردازد و تلاش می کند ابعاد شناختی، هیجانی و رفتاری این فرآیند را روشن سازد.بر اساس یافته های نظری و مطالعات انجام شده، آموزگاران نه تنها به عنوان انتقال دهندگان دانش، بلکه به عنوان الگوهای رفتاری و هیجانی در محیط یادگیری عمل می کنند. از منظر روان شناسی تربیتی، برقراری رابطه ی موثر عاطفی میان معلم و دانش آموز، ایجاد فضای امن روانی، و استفاده از روش های تدریس فعال مانند بازی، نمایش، کارگروهی و گفت وگوهای هدایت شده، در ارتقای مهارت هایی همچون تصمیم گیری، حل مسئله، کنترل خشم، همدلی، تفکر انتقادی و جرات مندی نقشی اساسی دارد.تحلیل رویکرد روان شناختی نشان می دهد که کیفیت آموزش مهارت های زندگی به سلامت روان و هوش هیجانی معلمان نیز وابسته است؛ زیرا معلمانی با تعادل هیجانی و آگاهی از فرایندهای ذهنی موثر بر رشد کودکان، می توانند آموزش را به تجربه ای پویا و ماندگار تبدیل کنند. علاوه بر این، رویکرد روان شناختی بر تعامل میان یادگیری شناختی و هیجانی تاکید دارد؛ بدین معنا که آموزش مهارت های زندگی باید هم زمان با رشد عاطفی و خودشناسی دانش آموزان پیش برود تا منجر به تغییرات پایدار رفتاری شود.افزون بر این، نتایج بررسی ها حاکی از آن است که بهره گیری از فنون روان درمانی آموزشی (مانند بازی درمانی یا آموزش مبتنی بر هیجان) در کلاس های درس می تواند به کاهش رفتارهای پرخطر، افزایش اعتماد به نفس، و تقویت روابط بین فردی میان دانش آموزان بینجامد. در نتیجه، نقش آموزگار از نقش صرفا آموزشی فراتر رفته و به عنوان عامل رشد روانی–اجتماعی دانش آموزان تعریف می شود.در جمع بندی، می توان گفت که آموزش مهارت های زندگی با رویکرد روان شناختی، مستلزم بازنگری در نگرش و عملکرد آموزگاران است. به کارگیری این رویکرد نیازمند آموزش ضمن خدمت، حمایت های روانی شغلی و طراحی برنامه های درسی مبتنی بر رشد هیجانی و اجتماعی دانش آموزان است تا آموزش از سطح شناختی صرف فراتر رفته و به ابزاری برای رشد متعادل شخصیت و پیشگیری از آسیب های رفتاری و روانی در دوران کودکی تبدیل شود.

نویسندگان

نرگس نظم ده

معاون آموزشی

مژگان رونق کار

مراقب سلامت

زهرا مفتحی

معاون آموزشی