معماری شناختی و راهبردهای چندحسی در آموزش دانش آموزان با آسیب بینایی؛ گذار از «بینایی محوری» به «ادراک فراگیر»

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_6386

تاریخ نمایه سازی: 22 بهمن 1404

چکیده مقاله:

مقاله علمی پژوهشی چالش های آموزشی و راهکارهای نوین در مدرسه استثنایی شهرستان اندیمشک)نظام های آموزشی مدرن به طور سنتی بر پایه ی “هژمنی بصری” بنا شده اند، جایی که بیش از ۸۰ درصد اطلاعات از طریق کانال های دیداری منتقل می شود. این ساختار برای دانش آموزان با آسیب بینایی (نابینا و کم بینا) که نیازمند بازآرایی حسی برای درک جهان هستند، چالش های شناختی و ادراکی عمیقی ایجاد می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل معماری شناختی مغز نابینایان و ارائه راهکارهای پداگوژیک چندحسی در بستر مدرسه استثنایی اندیمشک تدوین شده است. مسئله اصلی پژوهش، گذار از پارادایم “نقص محور” به پارادایم “تفاوت در پردازش اطلاعات” است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مرور سیستماتیک یافته های عصب شناختی و روان شناسی تربیتی است. یافته ها نشان می دهد که مغز افراد نابینا از طریق مکانیسم “انعطاف پذیری عصبی متقاطع” (Cross-modal Plasticity) قابلیت بازتوزیع وظایف پردازشی قشر بینایی به حواس لامسه و شنوایی را دارد. مقاله در هشت بخش مجزا به تبیین مبانی عصب شناختی یادگیری، مهندسی ادراک لامسه ای فعال (Haptics)، نقش شنوایی در معماری فضایی ذهن، چالش های زبان شناختی و لفظ گرایی (Verbalism)، آموزش مفاهیم انتزاعی ریاضی و علوم، نقش فناوری های کمکی در کاهش شکاف دیجیتال، و مولفه های روانی-اجتماعی هویت یابی در بافت فرهنگی شهرستان اندیمشک می پردازد. نتایج حاکی از آن است که معلمان باید نقش خود را از “توزیع کننده دانش” به “معماران تجربه حسی” تغییر دهند و محیط یادگیری را به گونه ای طراحی کنند که تمام حواس درگیر فرآیند ساخت معنا شوند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

محمد نوروزی

کاردانی کودکان استثنایی گرایش نابینایان