رابطه تنظیم هیجان با کمرویی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان دوره متوسطه اول

سال انتشار: 0
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 15

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JCBL-NaN-NaN_002

تاریخ نمایه سازی: 21 بهمن 1404

چکیده مقاله:

هدف این پژوهش بررسی رابطه بین تنظیم هیجان و کمرویی با نقش میانجی گر هوش هیجانی در دانش آموزان دوره متوسطه اول شهرستان منوجان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم دوره متوسطه اول شهرستان منوجان در استان کرمان بود که از میان آنان ۲۱۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تنظیم هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱)، پرسشنامه هوش هیجانی شون و همکاران (۱۹۹۸) و پرسشنامه کمرویی چیک–بریگز (۱۹۹۰) بود. روایی ابزارها از طریق روایی محتوایی و پایایی با آلفای کرونباخ تایید شد. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون سوبل در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ انجام گرفت. نتایج نشان داد تنظیم هیجان با کمرویی رابطه منفی و معنادار دارد (r = −۰.۴۹۳, p < ۰.۰۱)، تنظیم هیجان با هوش هیجانی رابطه مثبت و معنادار دارد (r = ۰.۶۰۴, p < ۰.۰۱)، و هوش هیجانی با کمرویی رابطه منفی و معنادار دارد (r = −۰.۵۷۶, p < ۰.۰۱). آزمون سوبل نقش میانجی هوش هیجانی را در رابطه بین تنظیم هیجان و کمرویی تایید کرد (z = −۳.۷۲, p < ۰.۰۱) و شاخص VAF نشان داد ۲۴.۴ درصد از این رابطه از طریق هوش هیجانی تبیین می شود. یافته ها بیانگر آن است که تقویت مهارت های تنظیم هیجان از طریق ارتقای هوش هیجانی می تواند نقش موثری در کاهش کمرویی دانش آموزان ایفا کند و مداخلات آموزشی مدرسه محور در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین تنظیم هیجان و کمرویی با نقش میانجی گر هوش هیجانی در دانش آموزان دوره متوسطه اول شهرستان منوجان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم دوره متوسطه اول شهرستان منوجان در استان کرمان بود که از میان آنان ۲۱۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تنظیم هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱)، پرسشنامه هوش هیجانی شون و همکاران (۱۹۹۸) و پرسشنامه کمرویی چیک–بریگز (۱۹۹۰) بود. روایی ابزارها از طریق روایی محتوایی و پایایی با آلفای کرونباخ تایید شد. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون سوبل در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ انجام گرفت. نتایج نشان داد تنظیم هیجان با کمرویی رابطه منفی و معنادار دارد (r = −۰.۴۹۳, p < ۰.۰۱)، تنظیم هیجان با هوش هیجانی رابطه مثبت و معنادار دارد (r = ۰.۶۰۴, p < ۰.۰۱)، و هوش هیجانی با کمرویی رابطه منفی و معنادار دارد (r = −۰.۵۷۶, p < ۰.۰۱). آزمون سوبل نقش میانجی هوش هیجانی را در رابطه بین تنظیم هیجان و کمرویی تایید کرد (z = −۳.۷۲, p < ۰.۰۱) و شاخص VAF نشان داد ۲۴.۴ درصد از این رابطه از طریق هوش هیجانی تبیین می شود. یافته ها بیانگر آن است که تقویت مهارت های تنظیم هیجان از طریق ارتقای هوش هیجانی می تواند نقش موثری در کاهش کمرویی دانش آموزان ایفا کند و مداخلات آموزشی مدرسه محور در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار است.

کلیدواژه ها:

تنظیم هیجان ، کمرویی ، هوش هیجانی ، دانش آموزان دوره متوسطه اول