مدیریت اثربخش امور تربیتی و تاثیر آن بر سلامت روان دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_13553
تاریخ نمایه سازی: 21 بهمن 1404
چکیده مقاله:
محیط مدرسه به عنوان یکی از مهمترین کانون های رشد و بالندگی نوجوانان، نقشی حیاتی در شکل گیری شخصیت، ارتقای دانش و مهارت های اجتماعی، و مهمتر از همه، حفظ و ارتقای سلامت روان دانش آموزان ایفا می کند. در این میان، مدیریت اثربخش امور تربیتی به عنوان ستون فقرات نظام تربیتی هر مدرسه، چارچوبی را فراهم می آورد که از طریق آن، تمامی فعالیت های مرتبط با رشد همه جانبه دانش آموزان، از جمله ابعاد عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و روانی، هدایت و ساماندهی می شوند. این پژوهش با هدف بررسی جامع و عمیق نقش مدیریت اثربخش امور تربیتی در ارتقای سلامت روان دانش آموزان صورت گرفته است. بیان مسئله این تحقیق بر محور مشکلات رو به فزونی سلامت روان در میان دانش آموزان، از اضطراب و افسردگی گرفته تا مشکلات رفتاری و تحصیلی، و ارتباط تنگاتنگ این مسائل با ناکارآمدی یا اثربخشی نظام مدیریت امور تربیتی در مدارس استوار است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر در صدد است تا تصویری روشن از چگونگی تاثیرگذاری مدیریت مطلوب امور تربیتی بر ایجاد محیطی امن، حمایتی و فرصت ساز برای رشد سالم روانی دانش آموزان ارائه دهد.روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد کیفی و کمی بهره گرفته است. با بررسی و تجزیه و تحلیل مطالعات پیشین داخلی و خارجی، و همچنین تبیین مبانی نظری و مفاهیم کلیدی مرتبط با مدیریت تربیتی و سلامت روان، به دنبال رسیدن به درکی عمیق از رابطه میان این دو مقوله هستیم. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل مطالعه اسنادی، مرور مقالات علمی، کتب و گزارشات پژوهشی معتبر و در صورت لزوم، استفاده از پرسشنامه و مصاحبه با خبرگان و دست اندرکاران حوزه آموزش و پرورش خواهد بود.یافته های این پژوهش نشان می دهد که مدیریت اثربخش امور تربیتی، فراتر از صرفا نظارت بر فعالیت های پرورشی، شامل برنامه ریزی استراتژیک، ایجاد محیطی پویا و مشارکتی، شناسایی و پرورش استعدادهای دانش آموزان، ارتقای مهارت های ارتباطی و حل مسئله در میان کارکنان و دانش آموزان، و همچنین ایجاد سازوکارهای حمایتی و مداخله ای به موقع برای دانش آموزان دارای مشکلات روانی است. به طور خاص، مدیرانی که رویکردی همدلانه، پیشگیرانه و مبتنی بر رویکردهای علمی در امور تربیتی دارند، قادرند تا فضایی را در مدرسه ایجاد کنند که در آن دانش آموزان احساس امنیت، تعلق خاطر، ارزشمندی و حمایت روانی کنند. این احساسات مثبت، به طور مستقیم با کاهش استرس، اضطراب، افسردگی و افزایش اعتماد به نفس، خودکارآمدی و رضایت از زندگی در دانش آموزان مرتبط است. همچنین، فعالیت های پرورشی هدفمند و متناسب با نیازهای روانی دانش آموزان، مانند کارگاه های آموزشی مهارت های زندگی، گروه های حمایتی، برنامه های فرهنگی و هنری خلاقانه، و توجه به سبک های یادگیری و نیازهای فردی هر دانش آموز، نقش بسزایی در ارتقای سلامت روان آنان دارد.در نتیجه گیری کلی، این پژوهش بر این نکته تاکید دارد که مدیریت اثربخش امور تربیتی، نه تنها یک بخش جانبی از وظایف مدرسه، بلکه هسته اصلی تامین کننده سلامت روان دانش آموزان است. سرمایه گذاری بر روی توانمندسازی مدیران و مربیان پرورشی، بازنگری در ساختارها و فرآیندهای مدیریتی، و ایجاد فرهنگ سازمانی حمایتی در مدارس، از جمله راهکارهای کلیدی برای دستیابی به این هدف هستند. همچنین، توجه به ارتباط موثر با اولیا و جامعه، و همکاری با متخصصان سلامت روان، می تواند اثربخشی مدیریت تربیتی را در ارتقای سلامت روان دانش آموزان دوچندان سازد. در نهایت، این تحقیق به روشنی نشان می دهد که بهبود وضعیت سلامت روان دانش آموزان، مستلزم یک رویکرد سیستمی و چندوجهی است که در راس آن، مدیریت هوشمندانه و اثربخش امور تربیتی قرار دارد.
کلیدواژه ها:
مدیریت اثربخش ، امور تربیتی ، سلامت روان دانش آموزان ، مدرسه ، بهداشت روان ، محیط آموزشی ، رشد روانی.
نویسندگان