تحلیل اثر همراستایی استراتژی بازاریابی و زنجیره تامین بر عملکرد مالی و غیرمالی شرکتها

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MMEA02_810

تاریخ نمایه سازی: 21 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در محیط کسب و کار پرتلاطم و رقابتی امروز همراستایی استراتژی بازاریابی و زنجیره تامین به عنوان یک رویکرد کلیدی برای ارتقای عملکرد کلی سازمانها مورد توجه ویژه قرار گرفته است این همراستایی فراتر از هماهنگی عملیاتی به معنای تلفیق اهداف فرآیندها و منابع اطلاعاتی واحدهای سازمانی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است اهمیت این موضوع در صنایع مختلف از تولید و خدمات تا فناوریهای پیشرفته در قالب بهبود شاخصهای مالی و غیرمالی به وضوح مشاهده می شود هدف این مقاله مرور جامع و نظام مند مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با اثرات همراستایی استراتژی بازاریابی و زنجیره تامین بر عملکرد شرکت ها بوده است این مرور بر آن است تا ضمن شناسایی مدل ها چارچوب ها الگوهای موفق و چالش های رایج زمینه ای برای توسعه دانش نظری و ارائه راهکارهای عملی فراهم کند روش پژوهش به صورت مرور نظام مند (Systematic Review) انجام شد برای گردآوری داده ها مقالات علمی منتشر شده در پایگاه های معتبر داخلی و بین المللی طی سال های اخیر انتخاب و با استفاده از معیارهای ورود و خروج فیلتر شد سپس محتوای مطالعات بر اساس چهار محور اصلی شامل مفاهیم، نظری شاخص های عملکرد، مدل ها و چارچوب های تحلیلی و مطالعات موردی واقعی تحلیل گردید یافته ها نشان می دهد که الگوهای موفق همراستایی عمدتا بر یکپارچگی اطلاعات، چابکی، عملیاتی همسویی اهداف و نوآوری پایدار تمرکز دارند اجرای این الگوها سبب بهبود شاخص های مالی مانند سودآوری، کاهش هزینه های زنجیره و افزایش بازده سرمایه گذاری و همچنین ارتقای شاخص های غیرمالی مانند رضایت مشتری کیفیت محصول و نوآوری شده است در مقابل چالش هایی همچون ارتباطات ناکارآمد، جزیره ای بودن تصمیمات، مقاومت فرهنگی و کمبود زیرساخت های فناوری اطلاعات مانع دستیابی به حداکثر مزایای این رویکرد می شوند نتیجه گیری کلی این مطالعه نشان می دهد که موفقیت در همراستایی بازاریابی و زنجیره تامین نیازمند ترکیب سه عامل سرمایه گذاری در فناوری های نوین، تعریف اهداف مشترک بین واحدها و توسعه فرهنگ همکاری سازمانی است همچنین خلاهای پژوهشی قابل توجهی مانند فقدان مطالعات بین صنعتی و ارزیابی های بلندمدت وجود دارد که می تواند مسیر تحقیقات آینده را روشن سازد این مقاله چارچوبی علمی و عملی برای مدیران و پژوهشگران جهت تصمیم گیری راهبردی در این حوزه ارائه می دهد.

نویسندگان

لیلا ضیغمی

کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی گرایش بازرگانی بین الملل دانشگاه غیرانتقاعی تابران، مشهد، ایران