بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در انتخاب دوره های سفالگری توسط هنرآموزان شهر شیراز

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MAEICN10_062

تاریخ نمایه سازی: 21 بهمن 1404

چکیده مقاله:

زمینه و هدف سفالگری به عنوان یکی از شاخص ترین هنرهای سنتی نقش مهمی در حفظ میراث فرهنگی و توسعه خلاقیت ایفا می کند. با این حال نوع مشارکت افراد در دوره های آموزشی این هنر متاثر از عوامل گوناگون فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و نگرش فردی بر ترجیح افراد نسبت به شرکت در دوره های کوتاه مدت یا بلندمدت سفالگری در شهر شیراز انجام شد. روش تحقیق این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل هنرآموزان شرکت کننده در دوره های سفالگری در سال تحصیلی ۱۴۰۴ - ۱۴۰۳ در شیراز بود که حجم آن حدود ۲۵۰ نفر برآورد شد. نمونه گیری با روش ترکیبی در دسترس و طبقه ای نسبی انجام شد و ۱۵۰ پرسشنامه سالم به عنوان داده نهایی تحلیل شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته ۴۳ سوالی بود که روایی آن با نظر متخصصان پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۰.۸۹ تایید شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و در دو سطح توصیفی و استنباطی آزمون تی، همبستگی پیرسون و رگرسیون انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان دادند که سرمایه فرهنگی در سه سطح (تجسم یافته، عینیت یافته و نهادینه شده) و سرمایه اجتماعی در سه بعد (خانواده، دوستان، جایگاه اجتماعی، هنر و دسترسی به امکانات) در بین افراد شرکت کننده در دوره های بلندمدت به طور معناداری بالاتر از گروه دوره های کوتاه مدت بود. همچنین عامل هزینه نقش مهمی در ترجیح به دوره های کوتاه مدت داشت. در مقابل، نگرش فردی نسبت به سفالگری در میان دو گروه تفاوت معناداری نداشت و با سایر متغیرها نیز همبستگی نشان نداد. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که انتخاب نوع دوره سفالگری بیش از آنکه تابع نگرش فردی باشد، تحت تاثیر سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و توان اقتصادی افراد است. بنابراین برای گسترش مشارکت در دوره های بلندمدت، باید بر تقویت این سرمایه ها، کاهش موانع اقتصادی و طراحی دوره های انگیزشی تمرکز شود. این یافته ها میتواند راهگشای سیاست گذاری آموزشی و فرهنگی در حوزه هنرهای سنتی باشد.

نویسندگان

مریم رحیمی

دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده هنر و معماری دانشگاه شیراز شیراز ایران

فتح الله زارع خلیلی

استادیار گروه هنر دانشکده هنر و معماری دانشگاه شیراز، شیراز ایران