مدیریت بافتهای فرسوده شهری در توسعه شهرسازی پایدار
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IDEACONF14_043
تاریخ نمایه سازی: 21 بهمن 1404
چکیده مقاله:
توجه به بافتهای کهن و فرسوده شهری بعنوان بافتهای مسئله دار سابقه دیرینه نه فقط در ایران بلکه در جهان دارد. ساماندهی و بهبود این بافت ها که اغلب در مرکز و هسته تاریخی شهر قرار دارند بهترین روش برای بیان تاریخ و هویت ملی هر کشور و یکی از بسترهای تحقق آرمان های توسعه درونزا است. گرچه علم مدیریت، اصول عام و شمول گستری دارد که بر نظریه های علمی متکی است اما در رابطه با هر تخصصی و زمینه فعالیت، اصول خاصی مطرح می شود که در ارتباط با همان نیز باید به کار گرفته شود. در مدیریت شهری به همین ترتیب، اصول خاصی باید رعایت شود و در مدیریت توسعه شهری ممکن است اصول تخصصی تری مد نظر باشد. در مورد مدیریت نوسازی بافت های فرسوده اصول مدیریت اختصاصی مطرح می شود که سعی شده است در ادامه معرفی شود. بافت های فرسوده شهری در چند دهه اخیر به صورت مشکل حادی در کشور بروز کرده است. از یک سو، گسترش فرسودگی بافت های شهری و از سوی دیگر روند کند نوسازی این بافت ها به صورت نامتوازن موجب پیدایش مشکلات جدیدی برای شهرهای کشور شده است. آنچه در آسیب شناسی نوسازی این بافت ها روشن می شود این است که عدم توازن و ناهماهنگی در ابعاد مختلف اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و عوامل دیگر مشابه آن موجب بروز اختلال یا قطع اتصال با شبکه ها و جریان های توسعه شهری شده و فرسودگی در مناطق آسیب پذیر و مستعد را رقم زده است. به این ترتیب می توان گفت که بافت های فرسوده شهری یا پهنه های شهری جامانده مولود شهرسازی ناعادلانه و توسعه شهری نامتوازن است. به همین دلیل نیز تاکنون در مجموع نتوانسته است روند نوسازی را با روند فرسودگی متوازن سازد. چهار مانع اصلی عدم موفقیت نوسازی متوازن عبارت اند از: ابهام در شناخت مفاهیم اساسی و مبنایی نوسازی، فقر دانش و نبود پشتوانه های نظری، وجود تعارضات در نظام حکمرانی مدیریت نوسازی و نبود برنامه راهبردی اجرایی نوسازی، نبود مشارکت فعال کنش گران جوامع مخاطب نوسازی به ویژه مردم در سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای طرح ها، بی اعتمادی به وعده ها، برنامه ها و مدیریت نوسازی و بی ثباتی رویکردهای مدیریتی، ناتوانی در هماهنگی بخش ها و ضعف متولیان در هماهنگ سازی بخش ها و دستگاه های متولی، عدم شفافیت فرایندها. با این روند می توان نتیجه گرفت که تداوم جاماندگی بافت فرسوده از سایر بافت های شهری منجر به «واماندگی»، «زوال» یا «فروپاشی» بافت های جامانده می شود. به عبارت دیگر زوال یا فروپاشی بافت در چنین حالتی به معنای قرار گرفتن این بافت ها در نقطه بی بازگشت نوسازی است. به همین جهت، نیازمند گشودن راهی به منظور مداخله عقلانی، علمی و هوشمندانه در بافت های فرسوده شهری کشور هستیم که با تکیه بر سه بینش و خرد پایه نوسازی «عدالت بنیان»، نوسازی «مردم پایه» و نوسازی «محله محور»، نوسازی متوازن بافت های فرسوده شهری، بافت های فرسوده را سامانی نو بخشد. بهسازی و نوسازی در بافت های فرسوده شهری از جمله چالش های مهم فراروی مدیریت شهری در کشورهای در حال توسعه می باشد. شناسایی وضعیت کالبدی و عملکردی این بافت ها به منظور برنامه ریزی و مدیریت و نگهداری آن ها از اقدامات اولیه و مهمی است که باید صورت پذیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ژیلا بهارلویی
کارشناس حقوق، دانشگاه پیام نور شهر کرد