بازنمایی خانواده در ادبیات داستانی فارسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_1616
تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404
چکیده مقاله:
خانواده به عنوان نخستین و بنیادی ترین نهاد اجتماعی، همواره نقشی محوری در شکل گیری هویت فردی، عاطفی و اجتماعی انسان داشته و از همین رو، در ادبیات داستانی فارسی نیز جایگاهی برجسته یافته است. ادبیات داستانی، به مثابه آینه ای از واقعیت های اجتماعی و فرهنگی، بازتاب دهنده ی نگرش ها، ارزش ها، تعارض ها و دگرگونی های مرتبط با نهاد خانواده در دوره های مختلف تاریخی است. بررسی بازنمایی خانواده در داستان های فارسی، امکان فهم عمیق تری از تحولات اجتماعی، تغییر الگوهای روابط خانوادگی و چگونگی مواجهه ی نویسندگان با مفاهیمی چون عشق، اقتدار، سنت، مدرنیته، تعارض نسل ها و فروپاشی یا بازسازی پیوندهای خانوادگی را فراهم می آورد.در ادبیات کلاسیک فارسی، خانواده اغلب در چارچوبی سنتی، مبتنی بر روابط سلسله مراتبی، اقتدار پدرسالارانه و ارزش های اخلاقی و دینی ترسیم می شود. در این متون، خانواده کانون انتقال ارزش ها، هنجارها و فضایل اخلاقی است و شخصیت ها در پیوندی ناگسستنی با نقش های خانوادگی خود تعریف می شوند. با ورود به دوره ی معاصر و شکل گیری ادبیات داستانی نوین فارسی، بازنمایی خانواده دستخوش تحول اساسی می گردد. نویسندگان این دوره، خانواده را نه صرفا به عنوان نهادی آرمانی، بلکه به مثابه فضایی پیچیده، گاه متعارض و مسئله مند به تصویر می کشند؛ فضایی که در آن تنش میان سنت و مدرنیته، فردیت و جمع گرایی، و اقتدار و آزادی به وضوح دیده می شود.در داستان های معاصر، خانواده می تواند منبع حمایت عاطفی و امنیت روانی باشد، اما در عین حال، بستری برای بروز تعارضات عاطفی، سرکوب، سکوت، خشونت نمادین و حتی ازهم گسیختگی نیز تلقی می شود. شخصیت ها اغلب در کشاکش میان وفاداری به خانواده و تلاش برای تحقق هویت فردی خویش قرار دارند. این روایت ها نشان می دهند که چگونه تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از جمله شهرنشینی، گسترش آموزش، تغییر نقش های جنسیتی و تحولات ارزشی ساختار و کارکرد خانواده را دگرگون کرده است.از منظر نقد ادبی و جامعه شناسی ادبیات، بازنمایی خانواده در داستان های فارسی را می توان به عنوان گفتمانی پویا تحلیل کرد که در آن نویسنده، آگاهانه یا ناآگاهانه، موضع خود را نسبت به مسائل اجتماعی بیان می کند. خانواده در این آثار نه تنها یک واحد روایی، بلکه نمادی از جامعه ی بزرگ تر است و بحران های آن، بازتاب بحران های اجتماعی محسوب می شود. بدین ترتیب، مطالعه ی بازنمایی خانواده در ادبیات داستانی فارسی، ابزاری کارآمد برای شناخت لایه های پنهان فرهنگ، ارزش ها و تحولات فکری جامعه ی ایرانی به شمار می آید و می تواند به فهم بهتر پیوند میان ادبیات، جامعه و انسان معاصر یاری رساند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فخرالدین پرویزی
دبیر ادبیات