بررسی جعل از نگاه میر داماد و ملاصدرا
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_3589
تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404
چکیده مقاله:
مسئله «جعل» به عنوان یکی از مباحث بنیادین در فلسفه اسلامی، نقشی اساسی در تبیین رابطه خداوند با عالم، نحوه صدور موجودات و تحلیل هستی شناختی آفرینش ایفا می کند. فلاسفه اسلامی با تکیه بر مبانی متافیزیکی خود، تفسیرهای متفاوتی از جعل ارائه داده اند که این تفاوت ها، به ویژه در آثار میرداماد و ملاصدرا، به صورت دو رویکرد متمایز فلسفی قابل بررسی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مقایسه مفهوم جعل از دیدگاه میرداماد و ملاصدرا انجام شده است.میرداماد با طرح نظریه «حدوث دهری»، جعل را در چارچوبی خاص از صدور و ایجاد تحلیل می کند و بر تمایز میان جعل بسیط و جعل مرکب تاکید دارد. از نظر وی، جعل ناظر به افاضه وجود بر ماهیات در مرتبه دهر است و بدین وسیله می کوشد جمعی میان حدوث و قدم عالم برقرار سازد. در مقابل، ملاصدرا با ابتنا بر اصول حکمت متعالیه، به ویژه اصالت وجود و تشکیک وجود، جعل را به جعل بسیط وجود بازمی گرداند و هرگونه جعل ماهیت محور را مردود می داند. از دیدگاه صدرایی، آنچه مورد جعل واقع می شود، صرف وجود است و ماهیات تنها اعتبارات ذهنی محسوب می شوند.یافته های این پژوهش نشان می دهد که اختلاف نظر میرداماد و ملاصدرا در باب جعل، ریشه در تفاوت های عمیق هستی شناختی و معرفت شناختی آن ها دارد. در حالی که میرداماد با حفظ نوعی ثنویت میان وجود و ماهیت به تبیین جعل می پردازد، ملاصدرا با رویکردی وجودمحور، نظریه ای منسجم تر و ساده تر از جعل ارائه می دهد. این بررسی تطبیقی نشان می دهد که تفسیر صدرایی از جعل، نقش مهمی در تحول فلسفه اسلامی و گذار از حکمت مشاء و اشراق به حکمت متعالیه داشته است.
نویسندگان
حانیه فدائی
دبیر الهیات