نقش مدیریت بار شناختی مبتنی بر شواهد در بهینه سازی کیفیت تصمیم های تدریس در نظام آموزش وپرورش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_3475

تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404

چکیده مقاله:

کیفیت تصمیم گیری های تدریس (Instructional Decision-Making) یکی از حیاتی ترین عوامل موثر بر اثربخشی فرآیندهای یاددهی-یادگیری در نظام آموزش وپرورش است. این تصمیم ها که غالبا در محیط های پیچیده، زمان بندی شده و تحت فشار محیطی اتخاذ می شوند، مستقیما تحت تاثیر ظرفیت پردازش شناختی معلم قرار دارند. نظریه بار شناختی (Cognitive Load Theory - CLT)، چارچوبی قدرتمند برای درک محدودیت های حافظه کاری و تاثیر آن بر یادگیری و عملکرد ارائه می دهد. در بافت تصمیم گیری تدریس، بار شناختی بیش از حد (Overload) می تواند توانایی معلم برای پردازش اطلاعات مرتبط، ارزیابی گزینه های مختلف و انتخاب راهکار بهینه آموزشی را تضعیف کند (Sweller، ۱۹۹۴). این پژوهش با هدف بررسی نقش مدیریت بار شناختی مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Cognitive Load Management) در بهینه سازی کیفیت تصمیم های تدریس در سطح آموزش وپرورش انجام شده است.این مقاله تحلیلی-توصیفی با استفاده از رویکردی نظری و مروری سیستماتیک بر پژوهش های مرتبط، به تحلیل نحوه تعامل محدودیت های شناختی معلم با پیچیدگی مواد درسی و محیط آموزشی می پردازد. تصمیم های تدریس شامل انتخاب راهبرد های تدریس، تخصیص منابع، سازماندهی محتوا، و پاسخ دهی به نیازهای فردی دانش آموزان است. مدیریت موثر بار شناختی مستلزم کاهش بارهای نامرتبط (Extraneous Load) از طریق طراحی آموزشی کارآمد و افزایش بار مرتبط (Germane Load) برای تعمیق پردازش یادگیری است (Kirschner, Sweller, & Clark, ۲۰۰۶). یافته های تحلیلی نشان می دهند که راهبردهایی نظیر تجزیه اطلاعات پیچیده (Sequencing/Segmentation)، استفاده از اصل برون سازی (Modality Principle) و کاهش افزونگی اطلاعات (Redundancy Effect) می توانند به طور معناداری حافظه کاری معلم را آزاد کرده و ظرفیت او را برای اتخاذ تصمیم های استراتژیک افزایش دهند. در نتیجه، کیفیت تصمیم ها از سطح واکنشی و مبتنی بر عادت، به سطح تحلیلی و مبتنی بر شواهد ارتقا می یابد. این بهینه سازی نه تنها مستقیما بر کیفیت تدریس تاثیر می گذارد، بلکه زمینه را برای توسعه حرفه ای پایدارتر معلمان فراهم می آورد. درک این سازوکارها برای تدوین برنامه های توسعه حرفه ای مبتنی بر علم عصب شناختی و روان شناسی شناختی در نظام آموزش وپرورش ضروری است.

نویسندگان

مهدی رئیسی.

آموزش و پرورش

زهره قوامی .

آموزش و پرورش