زیبایی شناسی الگوریتمی و استحاله فضا: تحلیلی انتقادی بر معماری اینستاگرامی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 31

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RAU-4-2_006

تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر دیجیتال، سیطره «نظام بصری الگوریتم محور» بر تمام ساحت های زندگی، ماهیت هستی شناختی معماری را دستخوش دگرگونی بنیادین کرده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی انتقادی پدیده نوظهور «معماری اینستاگرامی»، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه وساطت سکو های دیجیتال، معماری را از بستری برای «تجربه زیسته» به ابژه ای برای «مصرف بصری» تقلیل می دهد. این پژوهش با اتخاذ رویکرد کیفی و در چارچوب پارادایم انتقادی-تفسیری، از راهبرد «تحلیل گفتمان انتقادی» (CDA) بهره برده است. داده های گردآوری شده از نمونه های موردی شاخص جهانی، با استفاده از جدول نظری مبتنی بر آراء گی دوبور، ژان بودریار و میشل فوکو در سه سطح تحلیل شدند. نتایج دقیق پژوهش نشان می دهد که «معماری اینستاگرامی» برآیند سه تغییر ماهوی است: ۱) در سطح توصیفی: حاکمیت یک «دستور زبان زیبایی شناسی الگوریتمی» (تخت بودگی و رنگ های اشباع) که با هدف بیشینه سازی «شاخص ویروسی شدن»، منطق رابط کاربری را بر کالبد فیزیکی تحمیل می کند؛ ۲) در سطح تفسیری: تبدیل فضا به یک «کالا-تصویر» که در آن «ارزش مبادله ای» (لایک و اشتراک گذاری) بر «ارزش مصرفی» (سکونت) غلبه کرده و با حذف بافتار، «غیرمکان»های بی هویت را بازتولید می کند؛ و ۳) در سطح تبیین انتقادی: گذار از ادراک «چندحسی» و ملموس (آن گونه که پالاسما تبیین می کند) به درکی صرفا «شبکیه ای» و تک بعدی. تحلیل ها اثبات می کند که در این فضاها، بدن کاربر توسط «نگاه سراسربین الگوریتم» منضبط شده و از سوژه تجربه گر به یک «ابژه نمایشی» تقلیل می یابد. درنهایت، این مطالعه معماری اینستاگرامی را نه یک سبک گذرا، بلکه ماشینی کارآمد در خدمت «سرمایه داری نظارتی» معرفی می کند که با استخراج «مازاد رفتاری» کاربران، فضا را به منبع تولید سود در اقتصاد توجه بدل کرده است.

نویسندگان

مهدی سلطانی

استادیار، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه بناب، بناب، ایران.